مىشود . سپس از شخص مغتاب و مؤمن غيبت شده به برادر تعبير كرده ، براى اينكه مؤمنين برادران ايمانى هستند و از طبيعت اخوّت و برادرى آنست كه ميان آنها موادّه و محابّه باشد .
سپس مغتاب را به ميّت تشبيه كرده ، براى اينكه همانطورى كه ميّت جمادى بيش نيست و ادراك و شعور ندارد و قدرت دفاع ندارد ، شخص مغتاب هم چون غايب است درك نمىكند تا از خود دفاع كند .
در پايان هم فرموده : خود شما اين كار را مكروه شمرديد . . .
آيهء دوّم : قوله تعالى :
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
« 1 »
كيفيت استدلال : كلمهء ويل يا به معناى چاهى است در جهنّم ، يا به معناى هلاكت است يعنى واى بر اينها و هلاكت براى اينان است ، و تهديد يا وعيد به عذاب دليل بر حرمت است .
و امّا كلمهء همز و لمز كه مصدر همزة و لمزة است ، داراى احتمالاتى است :
1 - همز عيبجوئى پيشرو و لمز عيبجوئى پشت سر را گويند .
2 - همز عيبجوئى زبانى و لمز عيبجوئى با چشم و ابرو و خلاصه با اشاره است .
3 - همز و لمز هر دو به يك معنا هستند .
ولى قدر جامع اينست : همز و لمز عبارتست از ذكر معايب مردمان ، مساوى است بوسيله زبان باشد يا با اشاره ، روبرو باشد يا پشت سر ، در حضور يا در غياب ، به عيوبى كه در او هست يا در او نيست . پس به عمومش غيبتكننده را هم شامل مىشود .
آيهء سوّم : قوله تعالى :
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
« 2 »
هامش
( 1 ) سورهء همزهء آيهء 1 .
( 2 ) سورهء نساء آيهء 148 .