تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
است كه اين را استثناء نكرده است . « 1 » ] و سه تن از بزرگان فقهاء تصريح به اين استثناء كرده‌اند : 1 - محقق اوّل در مبحث شهادات از كتاب شرايع « 2 » 2 - علّامهء حلّى در كتاب قواعد « 3 » 3 - شهيد اوّل در كتاب دروس « 4 » قوله : و على تقدير : مرحوم شيخ در مقام اعتراض به اين استثناء فرموده : آيا شما حداء را از اصوات لهويّه مىدانيد يا خير ؟ اگر آن را صوت لهوى نمىدانيد ، در اين صورت نيازى به استثناء نيست بلكه حداء موضوعا خارج است و تخصّص است نه تخصيص . و اگر آن را صوت لهوى مىدانيد و معذلك استثناء مىكنيد [ كه ظاهر كلام مشهور همين است زيرا كه مشهور اوّل غناء را حرام دانسته و آن را به صوت مطرب مرجّع تفسير كرده‌اند بعد حداء را از آن استثناء كرده‌اند كه ظهور در استثناء متصل و خروج حكمى دارد نه منقطع و موضوعى . ] خواهيم گفت : تخصيص دليل مىخواهد و ما اخبار متواتره و روايات فراوان بر حرمت مطلق صوت لهوى [ از جمله حداء للابل ] داريم و دليلى هم كه مخصّص آنها باشد و حداء را از آنها استثناء كند نيافتيم . پس به اصالة العموم برگشته و حداء كذائى را هم تحريم مىكنيم . آرى تنها يك [ يا چند ] روايت نبوى داريم كه شهيد ثانى در مسالك « 5 » آن را
هامش
( 1 ) حاشيهء مرحوم شهيدى ص 78 . ( 2 ) شرايع الاسلام ج 4 ص 128 . ( 3 ) قواعد ج 2 ص 236 . ( 4 ) دروس ج 2 ص 126 . ( 5 ) مسالك ، چاپ سنگى ج 2 ص 323 .