است كه اين را استثناء نكرده است . « 1 » ] و سه تن از بزرگان فقهاء تصريح به اين استثناء كردهاند :
1 - محقق اوّل در مبحث شهادات از كتاب شرايع « 2 »
2 - علّامهء حلّى در كتاب قواعد « 3 »
3 - شهيد اوّل در كتاب دروس « 4 »
قوله : و على تقدير : مرحوم شيخ در مقام اعتراض به اين استثناء فرموده :
آيا شما حداء را از اصوات لهويّه مىدانيد يا خير ؟
اگر آن را صوت لهوى نمىدانيد ، در اين صورت نيازى به استثناء نيست بلكه حداء موضوعا خارج است و تخصّص است نه تخصيص .
و اگر آن را صوت لهوى مىدانيد و معذلك استثناء مىكنيد [ كه ظاهر كلام مشهور همين است زيرا كه مشهور اوّل غناء را حرام دانسته و آن را به صوت مطرب مرجّع تفسير كردهاند بعد حداء را از آن استثناء كردهاند كه ظهور در استثناء متصل و خروج حكمى دارد نه منقطع و موضوعى . ]
خواهيم گفت : تخصيص دليل مىخواهد و ما اخبار متواتره و روايات فراوان بر حرمت مطلق صوت لهوى [ از جمله حداء للابل ] داريم و دليلى هم كه مخصّص آنها باشد و حداء را از آنها استثناء كند نيافتيم . پس به اصالة العموم برگشته و حداء كذائى را هم تحريم مىكنيم .
آرى تنها يك [ يا چند ] روايت نبوى داريم كه شهيد ثانى در مسالك « 5 » آن را
هامش
( 1 ) حاشيهء مرحوم شهيدى ص 78 .
( 2 ) شرايع الاسلام ج 4 ص 128 .
( 3 ) قواعد ج 2 ص 236 .
( 4 ) دروس ج 2 ص 126 .
( 5 ) مسالك ، چاپ سنگى ج 2 ص 323 .