قوله : و كان كلامه : اگر كسى بگويد : اين سخن در مورد سفر حج است و ربطى به ساير امور ندارد خواهيم گفت : كلام پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله مثل قرآن و كلام خدا مىماند كه در موردى وارد مىشود ولى اختصاص به آن ندارد بلكه در نظير آن هم جارى مىشود .
[ و در اين رابطه رواياتى هست كه به يكى اشاره مىكنيم : صحيحهء فضيل بن يسار : قال عليه السّلام : تجرى آى القرآن كما تجرى الشمس و القمر ، كلّما جاء تأويل شيئى منه يكون على الاموات كما تكون على الاحياء . « 1 » ]
قوله : و الّذى اظنّ : تا به حال اگرچه مبسوطا نظرات و كلمات مرحوم كاشانى و سبزوارى و اردبيلى را بررسى كرديم ولى باز هم خيال ما از اين ناحيه راحت نيست و براى آخرين بار توجيه خود را تكرار مىكنيم :
به گمان من [ البته گمان شيخ به درد ديگران نمىخورد . ] اگر غناء را به معناى صوت لهوى بدانيم [ كه رأى شيخ بود . ] در اين صورت نبايد آن سه بزرگوار را مخالف قلمداد كنيم زيرا كسى نمىتواند در صوت لهوى مخالفت كند و آن را حلال بداند . ولى اگر غناء را به معناى صوت لهوى و متناسب با آلات لهو و لعب ندانيم بلكه به معناى ديگر بدانيم ، باز چنانچه غناء با مفهومى كه دارد مساوى با صوت لهوى است و ميان آن دو از نسب اربع تساوى كلّى است باز مطلق غناء حرام است ، و اگر بر فرض محال غناء اعمّ از صوت لهوى باشد ناچار خواهيم بود از تقييد آن به صوت لهوى و اينكه مطلق الغناء حرام نيست و غناء لهوى حرام است .
و دليل تقييد هم رواياتى است كه در اوّل بحث غناء داشتيم كه در واقع سه
هامش
( 1 ) جامع احاديث الشيعه ج 1 ص 27 باب 4 حديث 88 .