و بالجمله : هر جا ملاكات احكام غير الزاميّه [ مستحب - مباح - مكروه ] با ملاكات و مناطات و جهات احكام الزاميّه [ حرام و واجب ] اصطكاك و برخورد و مزاحمت داشت آنكه اقوى مناطا باشد مىماند و به فعليّت مىرسد و آنكه اضعف مناطا باشد مىرود و در حدّ قوّه و شأنيّت موضع مىگيرد ، و ملاك حكم الزامى اقوى است [ چون يا مصلحت ملزمه و يا مفسده ملزمه است ] و بر حكم غير الزامى مقدم مىشود .
و در نتيجه در مادّه اجتماع اين دو دسته ملاكات ، اين ادلّهء حكم الزامى [ حرمت غناء ] هستند كه بر ادلّهء حكم غير الزامى [ استحباب رثاء و قرائت ] مقدّم مىشوند و لا غير . پس سخن سبزوارى و نراقى ناتمام است .
[ نكته : به قول مرحوم شهيدى در شرح « 1 » : اگر اين دو دسته ادلّه را از باب متزاحمين بگيريم كه در مقام جعل و تشريع تكاذبى نيست و درگيرى مربوط به مقام امتثال است ، آرى حق با شيخ است و اقوى مناطا مقدم مىشود . ولى اگر اينها را از باب متعارضين بدانيم ديگر جاى اين جواب شيخ ره نيست و حق با فاضل سبزوارى و نراقى مىشود . و خود شهيدى ره اختيار مىكنند كه اينها متعارضيناند . ]
قوله : و يشهد : مرحوم شيخ در ادامه شاهدى مىآورند مبنى بر اينكه : مستحبات هرگز در ضمن محرّمات ادا نمىشوند و از راه حرام به يك امر مستحب نتوان رسيد و آن را مقدّمهء مستحب نتوان قرار داد بلكه اين دليل حرمت است كه مقدم مىباشد . . .
و آن شاهد كلامى از رسول خدا است :
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرموده : قرآن را به الحان عرب بخوانيد ، و بر حذر باشيد از لحون اهل فسق و فجور و گناهان كبيره ، و به زودى اقوامى خواهند آمد كه قرآن را
هامش
( 1 ) هداية الطالب الى اسرار المكاسب ص 77 .