سرقت و غصب مال مردم و صدقه دادن آنها به اين ثوابها برسد . يا مثلا ادخال سرور در قلب مؤمن مستحب است [ من سرّ مؤمنا فقد سرّ الله ] اجابت دعوت مؤمن مستحب است امّا نه به قيمت ترك واجبى يا ارتكاب حرامى ، نه بواسطهء زناء كردن ، لواط كردن ، غناء و . . . كه اين محرّمات را وسيله براى آن مستحبات قرار دهيم .
قوله : و السرّ فى ذلك : سرّ تمام اين حرفها [ از عدم مقاومت مستحب در برابر حرام و واجب و . . . ] اينست كه : ادلّهء احكام غير الزامى [ از جمله ادلّهء مستحبّات ] حكم را روى اشياء بعناوينها الاوليّه مىآورد و دلالت مىكند كه فلان كار لو خلّى و طبعه يعنى با قطع نظر از عروض هرگونه عنوان ملزمى كه جانب فعل آن را لازم و ضرورى سازد [ در واجبات ] يا جانب ترك آن را الزامى كند [ در محرمات ] مستحب است و اين منافاتى ندارد كه از خارج و بالعرض يك عنوان ملزمى بر فعل مستحب عارض شود و باعث لزوم فعل يا لزوم ترك آن شود .
مثلا همان مستحب مقدّمهء يك واجبى قرار گيرد كه در آن صورت از باب مقدّمهء واجب ، واجب مىشود ، و يا يك عنوان محرّمى با عنوان مستحب مصادف شود كه در اين صورت آن مستحب بالذات ، بالفعل حرام خواهد بود .
مثلا اجابت دعوت مؤمن ، ادخال سرور در قلب مؤمن و . . . فى حدّ ذاته و قطع نظر از هر عنوان خارج و طارى ، يك عملى است كه نه لازم الفعل و نه لازم الترك است ، بلكه مستحب است .
امّا همين امور اگر در ضمن زناء محقّق شوند و اجابت مؤمن بوسيلهء زناء يا لواط و . . . باشد ، حتما حرام مىشود چون عنوانى پيدا كرده كه لازم الترك است .
و اگر پدر يا مولا به آنها امر كند به عنوان اطاعت والد يا مولى معنون به عنوان وجوب و لازم الفعل خواهند بود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢١