مراثى ، موضوعا خارج از غناء است و قهرا حكما هم خارج خواهد بود .
مرحوم شيخ مىفرمايد : اين سخن شگفتآور است زيرا كه از اينها مىپرسيم : منظورتان از اينكه در باب مراثى غناء صدق نمىكند چيست ؟ روى چه اصلى اين حرف را مىزنيد ؟ اگر منظورتان اينست كه در باب صدق غناء دو امر مدخليّت دارد :
1 - كيفيت و آهنگ مخصوص ،
2 - موادّ الفاظ و كلمات ، كه از كلام باطل باشند ، و چون در مرثيه امر ثانى منتفى است لذا آن را غناء نمىدانيد ، خواهيم گفت : اين سخن بر خلاف لغت و عرف است :
امّا لغت : چنان كه قبلا ملاحظه شد ، اهل لغت غناء را به مدّ الصوت ، تحسين الصوت و . . . تفسير كرده بودند و در احدى از كلمات آنها نبود كه مدّ الصوت فى الكلام الباطل و . . . پس از كجا شما موادّ را دخيل مىدانيد ؟ !
و امّا عرف : اگر هريك از شماها به عنوان فرد عاقل از دور زمزمهاى به آهنگ غناء كه طربآور است بشنويد ولى دقيقا كلمات آن را تميز ندهيد آيا در قضاوت ترديد يا درنگ مىكنيد و مىگوئيد : اوّل بايد نزديكتر بروم و ببينم چه اشعارى را مىخواند ، بعدا قضاوت كنم ؟ هرگز ، به مجرّد استماع آهنگ مخصوص احدى درنگ نمىكند در حكم به غناء بودن و اگر موادّ الفاظ دخالت داشت پس چنين قضاوتى نبايد باشد .
و اگر منظورتان اينست كه : غناء همان كيفيت و آهنگ خاص است و معذلك مدّعى هستيد كه : اين آهنگ مخصوص در كلمات باطله غناء است ولى عين همان آهنگ در مورد مرثيهها غناء نيست و تعريف غناء آن را شامل نيست ، خواهيم گفت : اين امرى است كه حسّ يعنى حسّ باطنى كه وجدان باشد مكذّب آنست و هركس به وجدان خود مراجعه كند از اين حيث فرقى نمىبيند . پس قول
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٧