تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اين روايات مىگويد : اگر نامحرم صداى مغنيّه را نشنود باكى نيست در حالى كه در روايتى كه در اوّل غناء ذكر شد ، مىخوانيم كه : از امام مىپرسند : مردى كنيزى دارد كه او را سرگرم و مشغول مىكند [ با تغنّى و آوازخوانى ، ضمنا مولاى او محرم او است و حرام خارجى نيست و صرفا صوت لهوى است . ] امام فرمود : خير اينهم جايز نيست ، و ثمن چنين جاريه‌اى همانند ثمن كلب است . [ يعنى حرام است و جايز نيست ، و حرمت بيع بخاطر مغنيّه بودن است ] پس لا فرق چه همراه با حرام خارجى باشد يا نه اشكال دارد . قوله : فتأمل : شايد اشاره به اين باشد كه : حديث مذكور قدرت معارضه ندارد زيرا كه كلمهء تلهيه دارد و الهاء يعنى دل مشغولى و سرگرم كردن ولى تصريح ندارد كه به چه وسيله باشد ؟ آيا بوسيلهء غناء كه محل شاهد است ؟ يا به وسيلهء عشوه‌گريهاى ديگر ؟ نوازندگى و . . . پس اجمال دارد . قوله : و بالجملة : روايت مذكور قدرت معارضه داشته باشد يا نه مهم نيست و كاملا ديديم كه اين چهار حديث صلاحيت تقييد را نسبت به آنهمه اطلاقات ندارند و با وجود آنهمه روايات ، ضعف و سستى اين نظريّه كه محدثّين مذكورين داشتند بر كسى پوشيده نيست ، و چيزى كه عيان است چه حاجت به بيان است . قوله : و ما ابعد . . . افراط و تفريط را ببين كه : از طرفى دو محدّث مذكور مىگفتند : غناء بما هو غناء مطلقا جايز است چه در اعراس و چه غير آن ، مگر محرّم خارجى پيدا شود كه مبسوطا اين نظريه ذكر شد ، از طرف ديگر جناب فخر الدين فرموده : غناء مطلقا حرام است حتى در اعراس ، به اين دليل كه دو روايت مذكور از ابى بصير