دلالت قرص و محكمى بر مطلوب خصم ندارند :
امّا روايت اوّل : مستدلّ گفت : ما لم يعص به ، يعنى ما لم يعص بسببه و باء را براى سببيّت گرفت به بيانى كه ذكر شد .
شيخ مىفرمايد : ظاهر اين تعبير اينست كه : ما لم يعص به ، يعنى ما لم يعص بنفس الغناء ، يعنى خود غناء ، غناء معصيتى نباشد ، و با خود غناء معصيت صورت نگيرد ، نه اينكه غناء وسيلهء حرام و معصيت ديگر نشود .
[ و تعبير مذكور نظير اينست كه بگوئيم : عصيت الله بالغيبة كه مراد اينست : خدا را به خود غيبت معصيت كردم نه اينكه غيبت را وسيلهء گناه ديگر قرار دادم . ] و اگر مفاد حديث اين شد كه مادامى كه غناء ، غناء معصيتى نباشد . . .
پس معلوم مىشود غناء دو بخش دارد :
1 - معصيتى و حرام
2 - غير معصيتى و حلال .
آنگاه اگر غناء به معناى خصوص صوت لهوى باشد كه دو قسم ندارد ، همهاش حرام و معصيتى است [ به بيانى كه قبلا ذكر شد تحت عنوان اقول . . . ]
پس بناچار بايد گفت : مراد از اين غناء مورد سئوال مطلق صوت حسن و زيبائى است كه همراه با ترجيع باشد . آنگاه صوت حسن كذائى دو شعبه دارد :
1 - گاهى بدرجهاى مىرسد كه مطرب [ رقصآور ] و ملهى [ سرگرمكننده و انسان را از خدا دوركننده ] مىگردد ، اين همان غناء معصيتى است كه حرام مىباشد .
2 - و گاهى به اين درجه نمىرسد و مجرّد صوت حسن و شادمانى كردن است كه اين قسم حرام نخواهد بود . پس اصلا صحبت از حرام خارجى نيست ، صحبت از اينست كه خود غناء معصيتى و گناه است . و حديث به درد محّدث مذكور نمىخورد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 211
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١١