به معناى عروسى است و در حديث آمده : القيامة عرس المتقّين ، و عرائس جمع عروس است . ] آماده مىكند و به خانهء بخت مىفرستد و در آن مجلس مىخواند ، بلامانع و حلال است . [ سپس در مقام تعليل فرمودند : ] اين نوع از خوانندگى از آن نوعى نيست كه رجال بر نساء وارد شوند و نامحرم صداى آنها را بشنود يا قيافههاى آرايش كردهء آنها را ببيند . « 1 » مفهومش اينست كه : اگر از قسمى باشد كه نامحرم مىشنود حرام است .
كيفيت استدلال به اين حديث مثل حديث قبلى و روشن است كه با تعليل كه آورد ظهور در حصر دارد و منحصرا قسمى كه مشتمل بر محرّمى از محرّمات باشد حرام است و لا غير .
[ نكته : سرّ تعبير شيخ به ظاهر الثانيه يعنى روايت دوّم ابى بصير ، و صريح الاولى يعنى روايت اوّل ابى بصير ، اينست كه در اوّلى به آيه استشهاد شده و كلمهء لهو الحديث دارد و صريح است در غناء به منظور محرّم ، ولى در دوّمى تعبير به تزفّ العرائس شده و اين محتمل است ضعيفا كه مراد آرايش كردن عروس و تزيين او باشد نه خوانندگى ، البته ظهور در تغنّى دارد و لذا يكى ظاهر و يكى نص است . ]
قوله : و انت خبير : مرحوم شيخ پس از نقل مقيّدات مىفرمايد : هيچكدام از اين چهار حديث ، صلاحيّت تقييد آنهمه اطلاقات را نداشته و اصالة الاطلاق كما كان محكّم است ، و دليل عدم صلاحيّت اينست كه : ظهور و دلالت اين روايات اربعه بر مراد و مقصود خصم يعنى كاشانى و سبزوارى ( ره ) يك دلالتى قوى و قابل اعتمادى نيست و قابل تشكيك است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
بيان ذلك : اينك يك يك روايات را بررسى مىكنيم و ثابت مىكنيم كه
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 85 باب 15 حديث / 3 .