حضرت فرمود : مانعى ندارد امّا به يك شرط و آن اينكه : مادامى كه به غناء معصيت الهى صورت نگيرد . « 1 »
كيفيت استدلال : باء در به براى سببيّت است و منظور اينست كه : غناء جايز است به شرط اينكه به واسطهء آن گناهى صورت نگيرد ، يا به اين صورت كه غناء سبب و علّت تامه باشد براى معصيتى از معاصى و يا مقدّمهاى باشد از مقدمات معاصى خارجيّهاى كه همراه او مىشوند كه مقصود اصلى از غناء توصّل به آن محرّم خارجى است ، خلاصه اينكه غناء اگر وسيلهاى براى يك حرام ديگر نباشد بلامانع است ، مفهومش اينست كه : وقتى مقدّمهء حرامى شد ممنوع خواهد بود .
و امّا روايت دوّم : باز در كتاب جناب على بن جعفر از جناب موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده :
از حضرتش در رابطه با غناء در عيد فطر و قربان و مطلق شادى پرسيدم كه آيا صلاح است يا نه ؟
حضرت فرمودند : باكى نيست مشروط بر اينكه : لم يزمر به . « 2 »
كيفيت استدلال : باز باء در كلمهء به را براى به معناى مع يا فى مىگيريم و منظور اين مىشود كه : غناء حلال است مادامى كه همراه با آن از مزمار استفاده نشود و لعب به مزمار يعنى نفخ در آن در كنار غناء نباشد [ به اينكه يك نفس آواز بخواند و دمى هم با مزمار بنوازد ، يا همزمان با خوانندگى با انگشتان كمانچه را بزند ، يا ديگرى در كنارش مزمار بنوازد . ]
و يا منظور اين باشد كه ما لم يزمر فيه يعنى غناء در مزمار و مانند آن از آلات غناء نباشد [ كه همان آهنگ را در نى يا مزمار و . . . پياده كند بدون اينكه جداگانه آوازى بخواند بلكه با دميدن در مزمار صوت لهوى و آهنگ مطرب را ايجاد كند . ]
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 85 باب 15 من ابواب ما يكتسب به حديث / 5
( 2 ) مسائل على بن جعفر حديث 219 .