تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
الف : سخنى كه در پايان فرمايشات محدّث كاشانى داشتند كه اقول . . . باشد ب : سخنى كه به صورت نعم در پايان كلام سبزوارى داشتند و مهمّ بود . حال مىفرمايند : بر فرض كه ما نتوانيم آنها را با بقيّه موافق ساخته و بين كلماتشان جمع كنيم ، و بر فرض كه اينها را طرفدار آن تفصيل بدانيم كه در حقيقت تفصيل نبود بلكه قول به جواز و حليّت مطلق الغناء بود ، مىگوئيم : اين نظريّه فاسد و باطل است . بدليل اينكه ما در باب غناء اطلاقات فراوانى داريم كه به قول فخر الدين در حدّ تواتر است و بقول مطلق بر حرمت غناء دلالت دارد و تعابيرى كه در رابطه با مذمّت غناء در روايات وارد شده دهشت‌آور است و در آن روايات فرقى نگذاشته ميان غناء مشتمل بر حرام خارجى و غير آن بلكه غناء را بما هو غناء يا بما هو صوت لهوى تحريم كرده است [ سابقا از زبان مرحوم شيخ و نيز مصباح الفقاهة به فهرست اين روايات اشاره شد . ] حال اين روايات را داريم و هيچ روايتى كه صلاحيّت تقييد نسبت به اين اطلاقات را دارا باشد نداريم ، و لذا اصالة الاطلاق مىگويد : غناء مطلقا حرام است چه مقترن به حرام خارجى باشد يا نه ، در كلام حق باشد يا در كلام باطل . قوله : الّا بعض : تنها چهار روايت وجود دارد كه ممكن است متكّاى مرحوم كاشانى و سبزوارى باشند براى تفصيل مذكور و اينها را طرح كرده و جواب مىدهيم : امّا روايت اوّل : روايتى است كه حميرى از جناب على بن جعفر از برادر بزرگوارش موسى بن جعفر عليه السّلام نقل كرده است [ آن هم به سندى كه از نظر سبزوارى بعيد نيست كه روايت صحيحه باشد ] در اين حديث على بن جعفر مىگويد : از برادرم موسى بن جعفر پرسيدم : در روز عيد فطر و عيد قربان [ كه دو عيد بزرگ اسلامى است و مردمان شادمانند ] و بطور كلى در روزهاى فرح و شادى آيا روا است كه مسلمين از غناء استفاده كنند ؟ [ و شادى كنند . ]