تحريميّه باشد .
سپس نتيجهگيرى كرده : آن غنائى كه بر سبيل لهو و لعب باشد ، مقترن به ملاهى و آلات لهو و لعب باشد ، مشتمل بر دخول رجال بر نساء باشد و . . . بى ترديد حرام است .
و امّا غنائى كه مشتمل بر اين محرّمات خارجيّه نباشد مثل غناء در قرآن ، اگر اجماعى داشتيم مبنى بر اينكه غناء در اينها حرام است ، حكم به حرمت مىكرديم .
و امّا اگر اجماعى هم نبود ، نوبت مىرسد به اينكه بگوئيم : غناء در قرآن به همان حكم اصلى و اوّلىاش كه جواز بود باقى است . ولى در عين حال طريق احتياط روشن است [ زيرا كه احتمال حرمت مىدهيم و در شبههء تحريميه احتياط به اينست كه : از همهء انواع غنائها اجتناب كنيم چه در قرائت قرآن و چه غيره ، چه مشتمل بر حرامى باشد يا نه ، ] انتهى كلام محقّق سبزوارى « 1 » .
قوله : اقول : مرحوم شيخ پس از نقل سخنان محدّث كاشانى و فاضل سبزوارى مىفرمايد : ما از سه منبع استفاده كرديم كه غناء عبارتست از صوت لهوى :
1 - از اخبارى كه در اوّل مسئله غناء نقل كرديم در رابطه با تفسير آيات .
2 - از كلمات اهل لغت كه تعابير گوناگونى داشتند و گفتيم : همهء اينها به يك مفهوم معيّن عند العرف اشاره دارد كه همان صوت و لحن اهل فسوق . . .
باشد .
3 - از فتاواى فقهاء كه غناء را به صوت مرجّع مطرب . . . تعريف كرده بودند . و صوت لهوى خود يكى از مصاديق ملاهى [ آلات لهو و لعب ] است . چه اينكه نواختن كمان ، دميدن در نى ، زدن با مزمار و . . . از ملاهى هستند ، و سابقا هم روايت اعمش را نقل كرديم كه در مقام تعداد گناهان كبيره فرمود :
هامش
( 1 ) كفاية الاحكام ص 86 :