تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
2 - وجه الجمع دوّم : اخبار مانعه از غناء را بر غناء شايع در زمان ائمّه عليه السّلام حمل مىكنيم و مىگوئيم : آن نوع از غناء كه در آن عصر در مجالس بنى اميّه‌ها و بنى عبّاسها معمول بوده حرام است و غير آن از انواع ديگر حرام نيست . سپس در توضيح اين مطلب فرموده : غناء شايع در آن زمان ، غناء لهوى بوده يعنى غنائى كه در آن از كنيزان خواننده و غير آنها [ غلام امرد يعنى پسر بچّه‌هاى نوجوان و زيبا و خوش صدا و نرم حنجره ] استفاده مىشد ، آن هم در مجالس فسق و فجور [ كه قماربازى و شهوترانى و . . . در آنها متداول بوده ] و مجالس خمور كه بزم شراب و مسكرات برپا بوده و . . . استفاده مىشد ، آن هم همراه با عمل به ملاهى يعنى استفاده از آلات لهو از قبيل نى و مزمار و . . . بوده ، آن هم همراه با تكلّم به اباطيل يعنى اشعار عاشقانه ، ترانه‌هاى مبتذل ، فحش ، كذب ، هجو ، تعيير ، تشبيب و . . . بوده ، آن هم همراه با اختلاط زن و مرد و شركت مردان در مجلس غناء و شهوت و زناى چشم و گوش بوده است . آرى غناء رائج در مجالس خلفاء جور و زمامداران خودسر ، هميشهء تاريخ همراه با اين مفاسد و محرّمات خارجيّه بوده ، و در لسان روايات هم كلمهء الغناء آمده كه مفرد معرّف به الف و لام است ، و لذا حمل غناء بر همان فرد متعارف در آن زمان كه ميان امام و راوى معهود بوده ، بعيد نخواهد بود . نتيجهء اين حمل : هر غنائى كه از قبيل غناء رائج در آن زمان باشد ، يعنى بر حرامى از محرّمات خارجيّه مشتمل باشد ، حرام است ، و هر غنائى كه آنچنان نباشد وجهى براى حرمتش نيست . پس تغنّى به قرآن و دعا و ذكر و . . . بلامانع است ، چون همراه با محرّمى از محرّمات نيست . سپس جناب سبزاوارى براى اين حمل و وجه الجمع سه شاهد آورده است : الف : روايت على بن جعفر كه در ادامه خواهد آمد : در آن حديث
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 199 | على محمدى خراسانى