تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
مىدانند يعنى صوتى را كه متناسب با مجالس لهو و لعب است و معمولا همراه است با يك سلسله محرّمات خارجيه‌اى كه محدّث مذكور ذكر كرد . از قبيل : بازى كردن با آلات لهو ، تكلّم به كلام باطل [ كذب و تشبيب و . . . ] ورود مردان به مجلس زنان و زناى چشم و گوش [ زناى گوش به التذاذ از صوت زن و زناى چشم به لذت بردن از تماشاى چهره و اندام و حركات مغنيّه است و زناء هر عضوى به حسب آنست ] و . . . است ، و گرنه مجرّد صوت حسن و زيبائى كه انسانرا به ياد آخرت مىاندازد ، حالت عرفانى و معنوى در او ايجاد مىكند ، شهوات و تمايلات را در او مىكشد و . . . كه حرام نيست . و تمام اينها در كلام محدّث بود ما هم قبول داريم پس سخنان ايشان شبيه سخنان ما است . امّا يك مانع عمده سر راه ما است كه نتوان كلام محدّث را بر وفق مراد تفسير كرده و برمبناى خودمان تطبيق كنيم ، و آن مانع ، عبارت است از استشهاد مرحوم فيض به جمله‌اى از روايت ابى بصير كه فرمود : ليست بالتى تدخل . . . اين استشهاد نشان مىدهد كه جناب فيض در ميان خود افراد غناء تفصيل قائل است يعنى صوت لهوى را دو دسته مىكند : يكدسته آنها كه مشتمل بر حرام ديگرى باشد [ اينها را حرام مىداند ] و يكدسته غير اينها [ كه حلال مىشمارد . ] زيرا كه مورد حديث يعنى صوت مغنيّهء مذكور هم از اصوات لهوى است و على القاعده آن را حرام مىدانيم مگر دليلى بر تخصيص و استثناء آن داشته باشيم كه در بحث مستثنيات مىآيد ، ولى مرحوم فيض همين را جايز مىدانند به استناد آن حديث و دليلشان اينست كه : چون مشتمل بر حرام خارجى يعنى ورود مردان به مجلس زنان نيست . [ در نتيجه با اينكه مبناى مرحوم شيخ بر جمع ميان آراء است ولى اينجا جاى جمع نيست . ] قوله : و نسب :