و شاهد مطلب هم روايت مرسلهء فقيه است كه در اوائل مبحث غناء بدان اشاره شد و فرمودند : لابأس لو اشتريتها فذكرتك الجنة . . . يعنى با صوت خوشى كه دارد اشعارى را بخواند يا قرآن بخواند و انسان را به ياد بهشت بياندازد اينها بلامانع است .
و دليل جواز و عدم بأس اينست كه تمامى اينها ذكر الله است يعنى ذكر بهشت و جهنّم و بيان نعمتهاى الهى و . . . ذكر خداست ، و ذكر الله حسن على كل حال ، پس چه اشكالى دارد ؟
بعد محدّث مذكور جملهاى دارند كه اقتباس از آيهء 23 سورهء زمر است :
اى چه بسا از اين تغنّى و صوت حسن در قرآن و دعا و اشعار مذهبى اندام خدا ترسان به لرزه درمىآيد ، سپس برون و درونشان به ياد خداوند نرم مىگردد [ و اينهمه تأثير مثبت دارد پس چرا حرام باشد . ]
سپس فرموده : و بالجمله بر اهل عقل و فهم تمييز غناء حق از غناء باطل پوشيده نيست . [ غناء حق همان تغنّى به اشعار متضمّن بهشت و جهنّم و . . .
مىباشد . و غناء باطل همان غناء مشتمل بر محرمّات خارجيه است .
سپس فرموده : بيشتر چيزهائى كه صوفيان در محافل خودشان بدانها تغنّى مىكنند از نوع غناء باطل است . [ چون آنها معمولا زن زيباى محترمه يا پسر بچّهء زيباى امرد را تشبيب مىكنند و با اشعار عاشقانهاى اوصاف و زيبائيهاى او را بيان مىكنند به گمان اينكه اين كار قنطره و پلى است بسوى تعشّق به ذات ربوبى ، و تشبيب در اسلام حرام است . ] انتهى كلام محدّث كاشانى . « 1 »
قوله : اقول : مرحوم شيخ مىفرمايد : كلام محدّث مذكور را به آسانى مىتوانيم برمبناى خودمان تطبيق كنيم ، يعنى بگوئيم : ايشان هم مثل ما صوت لهوى را حرام
هامش
( 1 ) الوافى ج 17 ص 218 تا 223 .