و خواهد آمد .
امّا به دو تن از بزرگان اماميّه يعنى جناب محدّث كاشانى [ مرحوم ملا محسن فيض كاشانى ] و جناب محقّق سبزوارى نسبت داده شده كه اينان در مسئلهء غناء رأيى شبيه رأى عامّه دارند يعنى براى غناء بما هو غناء حرمت ذاتيّه قائل نيستند ، بلكه خصوص غنائى را كه مشتمل بر محرّمات خارجيّه باشد حرام مىدانند .
[ و محرّمات خارجيه عبارتند از : لعب و بازى كردن با آلات لهو [ چوبها ، نىها ، مزامير ، برابط و . . . ]
اختلاط زنان و مردان نامحرم و رقصيدن آنها باهم يا شنيدن صداى زنان آوازه خوان يا ديدن قيافهء آرايش كردهء آنها و . . .
تكلّم به كلام باطل از قبيل كذب ، تشبيب به مرئهء محترمه يا غلام امرد و . . . ]
قوله : و المحكىّ : سخنان مرحوم فيض در وافى : جناب ايشان نخست كلّيهء روايات وارده در باب غناء را نقل كرده ، بعد فرموده : آنچه كه از مجموعهء اين اخبار استظهار مىشود اينست كه : حرمت غناء در اسلام و نيز حرمت چيزهائى كه از متعلّقات غناء و مربوط به آن است از قبيل اجرت گرفتن بر خوانندگى ، تعليم غناء به ديگران ، شنيدن آن ، بيع و شراء جاريهء مغيّنه و . . . همهء اينها مخصوص آن غنائى است كه در زمان خلفاء [ بنى اميه و بنى عبّاس ] رائج و دارج و متعارف بوده ، و آن همان غناء مشتمل بر محرمات خارجيه بوده .
[ يعنى بنى اميه و بنى عبّاس جلسات عيش و نوش و شبنشينىها و بزم شراب و قمار داشتند و رجال دربارى در آن مجالس حضور بهم مىرساندند ، عياشان و كيافان در آن محافل شركت مىكردند و زنان آوازهخوان در حضور آنها به آوازه خوانى و رقصيدن و سرودن اشعار عاشقانه و مهيّج شهوت و . . . مىپرداختند .
و اهل مجلس را به رقص و پايكوبى وادار مىكردند ، عدّهاى كف مىزدند ،
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٤