شكوك عمدتا در سه محور خلاصه مىشود :
محور اوّل : شبهه در اصل حكم و يك بحث كبروى است كه آيا اساسا غناء فى نفسه و بما هو غناء در اسلام تحريم شده است ؟ يا حرمت آن در گرو يك سرى محرّمات ديگر است ؟
محور دوّم : شبهه در موضوع غناء و بحث صغروى است ، يعنى قبول داريم كه غناء در اسلام فى نفسه حرام است ، ولى چون عنوان مجملى هست مىگوئيم : قدر متيقّن از غناء همان آهنگ در كلام باطل است ، و امّا كيفيّت مخصوصه اگر در مرثيه و امثال آن اجرا شود موضوعا و تخصصّا از غناء بودن خارج است .
محور سوّم : قبول داريم كه غناء فى نفسه فى الجمله حرام است ، و مصاديق آن را هم به خوبى مىشناسيم و اجمالى در موضوع نيست ولى برخى از مصاديق غناء از اين عنوان حكما خارج شدهاند و لو موضوعا داخلاند ، و تخصيص در كار است نه تخصصّ ، يعنى مثلا غناء در مراثى با اينكه غناء است ولى به دلائلى كه خواهد آمد حرام نيست .
قوله : امّا الاوّل :
محور اوّل يا شبههء حكميّه :
از نظر فقه عامّه و اهل سنّت ، غناء فى نفسه حرام نيست [ بلكه روانشناسان گفتهاند : موسيقى غذاى روح است . ] و منحصرا حرمت آن در اثر تحقّق برخى از محرمّات خارجيه است كه چون غناء همراه با آنها مىباشد لذا حرام شده و در حقيقت همان عناوين خارجيه حرام است نه غناء ،
امّا از نظر فقه اماميّه : مشهور فقهاء قديما و حديثا برآنند كه غناء حرمت نفسى دارد و بما هو غناء حرام است چه مستلزم يك امر محرّم ديگرى كه خارج از خود غناء است باشد يا نه ، منتها مواردى را هم استثناء مىكند كه عمدتا دو مورد است