حتى از غناء و نواختن كمانچه و . . . آن لذّت و انبساط خاطر را نمىبرد .
واى چه بسا در اثناء اين خوانندگيها اشكى هم مىريزد آن هم نه براى امام حسين عليه السّلام بلكه براى همّ و غمهاى شخصى كه در دل دارد [ گرفتاريهاى خود را به خاطر مىآورد ، به آن نعمتهائى كه نرسيده ، فقد امور دنيوى و شهوانى و . . . ] گريه مىكند ، و نگونبخت مىپندارد كه واقعا در مرثيه گريسته و به اعلا درجه از رضوان نائل گرديده و در قيامت تمام درجات بهشت را به او مىدهند غافل از اينكه تا نازلترين دركات جهنم سقوط كرده است .
پس بايد از شرّ شيطان لعين و رجيم و نفس امّارهء اغواگر به خداى پناه برد كه پناهگاهى جز او وجود ندارد . [ تنها ابتهال و تضرع به درگاه الهى است كه شر اين دو دشمن قوىّ را كه دشمن هميشگى ما هم هستند از سر ما كم و كوتاه مىكند و گرنه اينها انسان را از پاى درمىآورند ، خطرناكترين دشمنان اينها هستند و به فرمودهء مولى على عليه السّلام در نهج البلاغه : انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و . . . ]
قوله : و ربّما يجّرئ : عمدهء بحث در باب غناء دو امر بود كه تا به حال بيان شد :
1 - بحث حكمى
2 - بحث موضوعى
و مرحوم شيخ به اين نتيجه رسيدند كه :
غناء به عنوان صوت لهوى [ صوت متناسب با مجالس لهو و لعب ] حرام است . و در اين جهت لا فرق كه اين صوت لهوى در كلام باطل باشد [ اشعار عاشقانه ، ترانهها و . . . ] و يا در كلام حق باشد [ مثل قرآن - دعا - مرثيه و . . . ] و بلكه در كلام حق گناهش مضاعف است به بيانى كه گذشت .
حال مىفرمايد : در ارتباط با مسئلهء غناء چه از نظر حكمى و چه موضوعى ، عند المتأخرين تشكيكات و شبهاتى پيدا شده كه بايد به دفع آنها همت گماريم اين
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٢