هست يا نه ؟ آنوقت در تعيين اين جهات سليقهها متفاوت بوده و تعيين مراتب وجدان مختلف است .
برخى از مصاديق آن صوت لهوى بودنش خيلى روشن است و برخى عدمش معلوم است و برخى مشتبه و خفّى است و عرف هم مىماند كه آيا صوت لهوى هست يا نه ؟ [ كه در موارد مشتبه اصل برائت جارى مىشود . ]
فى المثل برخى از وجدانها مسئله ترجيع و غلطاندن صدا را ممكن است غناء دانسته و برايشان مطرب باشد ، و براى برخى اى چه بسا از مقدمات و مبادى غناء باشد ولى بدرجه لهويّت نرسد ، و براى برخى هم اى چه بسا از مقدّمات هم نباشد .
قوله : و ظهر ممّا ذكرنا : حالا كه ملاك تحريم عبارت است از صوت لهوى ، الحان اهل فسوق و معاصى ، نغمات متناسب با مجلس شراب و خوشگذرانى و . . . مىگوئيم :
در اين جهت فرقى ندارد كه : شخص اين كيفيت مخصوص و آهنگ خاص را در كلام حق استعمال كند يا در كلام باطل ، چون مناط تعميم دارد ، بنابراين قرائت قرآن هم به شكل غنائى حرام است ، خواندن دعا نيز به كيفيت غنائى حرام است ، مرثيهخوانى و نوحهسرائى هم به اين نحو حرام است ؛ و جاى كمترين ترديدى در اين جهت نيست .
و بلكه مدّعى هستيم كه غناء در قرآن يا دعا و مرثيه گناهش مضاعف و كيفرش نيز مضاعف است ، زيرا كه اين عمل نامش معصيت در مقام اطاعت است يعنى در لباس اطاعت خدا و خواندن قرآن ، معصيت و سركشى مىكند ، وانگهى اين طرز خواندن در واقع استهزاء و استخفاف به آن مقروء [ قرآن ] و مدّعو [ خداوند ] و مرثى [ حسين بن على عليه السّلام مثلا ] مىباشد ، و قرآن فرموده : شعائر الهى را بايد تعظيم كرد و كسى حق استخفاف و سبك شمردن آنها را ندارد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٠