پس فرمايش مفتاح الكرامة اصلا قابل قبول نيست .
قوله : فتبيّن : از مجموعهء مباحثاتى كه با صاحب مفتاح الكرامة داشتيم به اين نتيجه مىرسيم كه كلمهء مطرب در تعريف مشهور فقط به معناى ايجاد طرب اى الخفّة است نه معناى ديگر يعنى تحسين و ترجيع و مدّ ، و اشكالى هم كه به تعريف مشهور بود كه مستلزم خروج اكثر افراد غناء از تعريف است .
اين گونه جواب مىدهيم كه مراد اطراب شأنى و نوعى است [ راه حل دوّم كه قبلا آورديم ] يعنى آهنگى كه براى نوع مردم شأنيّت آن را دارد كه موجب طرب باشد اگرچه در موردى و براى شخصى اين كيفيّت طربآور نباشد در اثر وجود موانعى از قبيل : غلظت صوت كه گوشها آن را دور مىافكنند ، و مريضى و كثرت افكار مستمع و . . .
و چه نيكو گفته جوهرى در صحاح كه غناء را به معناى سماع گرفت و قبلا در روايت محمد بن ابى عباد گستاخ افراطكننده در اين كار ذكر شد و منظور از سماع يعنى شنيدنى است و جاذبه دارد و انسان را بىاختيار به سوى خود مىكشاند و از خود بىخود مىكند .
قوله : و كيف كان : در حقيقت تا اينجا بحث موضوعى تمام شد و مجدّدا برمىگرديم به بحث حكمى و نتيجهاى كه از ادلّه و اخبار صدر اين مسئله مىگيريم آنست كه : مجرّد مدّ صوت حرام نيست ، و مدّ صوت همراه با ترجيع نيز حرام نيست ، و مدّ صوت همراه با ترجيع ولى غير لهوى و غير متناسب با مجالس لهو و لعب هم حرام نيست ، تنها آن صوتى كه هم مرجّع و هم مطرب باشد و در يك كلام صوت لهوى باشد حرام است ، و وجه تقييد به كلمهء على سبيل اللهو [ كه در واقع مراد اينست كه : لهو از صوت حرام است نه هر صوتى ] آنست كه : لهو انواع و اقسامى دارد :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٧