تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
1 - لهو به آلات لهو و لعب و آلات غناء بدون اينكه صوتى همراه آن باشد مثل نواختن كمانچه و . . . كه با انگشتان دست نواخته مىشود و كارى به مخارج فم ندارد . 2 - لهو به هر دو يعنى هم به صوت و هم به آلات موسيقى از قبيل : دميدن در مزمار [ هر وسيله‌اى كه مثل شيپور در آن مىدمند و آواز خوشى از آن بوجود مىآيد ] و دميدن درنى و مانند اينها . 3 - لهو به صوت مجرّد از هرگونه آلات و ابزار لهو و لعب . و بحث ما در اين قسم است و لذا صوت لهوى را تحريم كرديم ، لازم به ذكر است كه تمامى اينها مربوط به كيفيت و آهنگ است و امّا از لحاظ مادّه و معنا و مدلول كلمات لهوى يا ساير حركات لهوى فعلا بحثى نداريم و در مسئله بيستم گفتگو خواهيم كرد . در نتيجه : هر صوتى كه از نظر كيفيت و آهنگ صوت لهوى بوده و از الحان و نغمات اهل فسوق و معاصى شمرده مىشود آن حرام است . قوله : و ان فرض : تكرار مطلبى است كه در اوّل بحث موضوعى ذكر شد و آن بيان نسبت بين غناء و صوت لهوى بود ، و مىفرمايند : هر صوت لهوى حرام است اگرچه غناء نباشد و عكس نقيض قضيه آنست كه : هر آنچه كه صوت لهوى نيست پس حرام هم نيست اگرچه غناء بر آن صوت اطلاق شود [ يعنى غناء اعّم باشد ] كه البته به عقيدهء مرحوم شيخ صوت لهوى با غناء متساويانند و ما فردى از غناء نداريم كه صوت لهوى نباشد ولى اگر هم باشد آن بخشى كه صوت لهوى باشد حرام است نه مطلق غناء و دليل همان است كه : از اخبار و آيات استفاده مىشود كه : غناء بما هو غناء حرام نيست بلكه از باب لهوى و لغوى و زورى و باطل بودن حرام است [ اشاره به پنج آيه‌اى كه قبلا ذكر شد و نيز روايات مذكوره . ]