تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بلد يا قبيله شنيدنى است و جاذبه دارد و شنونده را جذب مىكند و او را به طرب و رقص و پايكوبى وامىدارد . و همانطور كه خواهد آمد : عرفها و عادتها و سليقه‌ها و وجدانها فرق دارد و ممكن است آهنگى نزد شرقيها جاذبه داشته باشد ولى نزد غربيها خير ، و بالعكس يا هر بلدى با بلد ديگر ] قوله : و يقرب منه : در اينجا به تعريف مشهور فقهاء از غناء مىپردازيم : مشهور فقهاء هم غناء را بگونه‌اى معنى كرده‌اند كه قريب به بيان جوهرى است يعنى اينها هم سعى كرده‌اند همان مفهوم عرفى را ارائه كنند ، و در مقام تعريف گفته‌اند : الغناء مدّ الصوت المشتمل على الترجيع المطرب ، يعنى غناء عبارتست از كشيدن صدا همراه با دو ويژگى : 1 - ترجيع يعنى غلطاندن صدا در گلو و چهچهه . 2 - اطراب : يعنى طرب‌آور باشد و در مستمع يا خود خواننده ايجاد طرب كند . سؤال : طرب چيست ؟ جواب : جوهرى در صحاح اللغة گفته : الطرب خفّة تعترى الانسان لشدّة سرور او حزن . يعنى طرب عبارتست از آن حالت خفّت و سبكىاى كه در اثر شدّت اندوه يا شادى بر آدمى عارض مىشود « 1 » [ مثلا از شدّت غم و اندوه بىاختيار زار مىزند و بلند بلند گريه مىكند و يا در سايه شدّت شادمانى بىاختيار دست مىزند ، پايكوبى مىكند ، حركاتى رقص‌گونه از خود ارائه مىكند ، و خلاصه شبيه حالت سكر است كه شخص مست عنان اختيار از كف داده و بىاختيار دست به هر كارى مىزند ، عربده مىكشد ، شكم پاره مىكند و . . . و بعد كه به حال عادى برگشت حسرت مىخورد . ]
هامش
( 1 ) صحاح اللغة ج 1 ص 171 مادّهء طرب