شافعى گويد : غناء عبارتست از تحسين صوت و ترقيق آن « 1 » [ زيبا كردن صدا و نازك كردن آن تا تأثير بيشترى در شنونده بگذارد ]
4 - همين ابن اثير در جاى ديگر از نهايه مىگويد : هر كس كه صدائى را بلند كند و آن را با موالات اجراء كند [ يعنى كلمات و آهنگ آنها را بهم وصل كند و پى در پى و بىوقفه ادا كند كه طبعا آهنگ خاصى هم پيدا مىكند ] عرب اين را غناء مىداند . « 2 »
قوله : و كلّ هذه : مرحوم شيخ مىفرمايد : همانطورى كه ملاحظه مىكنيد هيچكدام از چهار معنا و مفهوم مذكور نه از لحاظ موضوعى غناء بر آنها صدق مىكند و نه از نظر حكمى حرام مىباشند بلكه يقينى است كه صرف اينها حرام نيست و قطعى است كه غناء بر آنها صدق نمىكند [ زيرا كه وجدانا مجرّد صوت غناء نيست ، مدّ صوت هم غناء نيست ، تحسين صوت هم كذلك ، ترقيق آن هم كذلك ، رفع الصوت هم كذلك ، موالات اجزاء آن هم كذلك . ]
و تمام اينها تعريف به اعّم است [ و در باب لغت معنى ، تعريف به اعّم بلا مانع است از قبيل : السعدانة نبت ، و تعريف به مساوى لازم نيست . ] و هدف اهل لغت از اين تعابير اشاره به يك مفهومى است كه نزد عرف عام معيّن و مشخّص است و اجمالى ندارد .
[ منظور همان آوازخوانى و صوت لهوى متناسب با مجالس لهو و لعب است . ]
5 - از همهء تعابير بهتر و نيكوتر ، تعبير جوهرى در صحاح اللغة است كه قبلا اشاره شد و آن اينكه : الغناء السماع ، جارية مسمّعةاى مغنيّة . [ وجه احسن بودن تكيه روى مفهوم عرفى و حواله به عرف است ، يعنى آهنگى كه در نزد اهل اين
هامش
( 1 ) نهايهء ابن اثير ج 3 ص 391
( 2 ) نهايهء ابن اثير ج 3 ص 289