و ويل [ عذاب الهى ] براى شما است از آنچه كه وصف مىكنيد « 1 » سپس حضرت فرمودند : واى بر فلان از بابت آنچه كه وصف مىكند و به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نسبت مىدهد و مىگويد : پيامبر رخصت داده در كلمات مذكور ، اين واصف مردى است كه از صفتش اينست كه در مجلس پيامبر حاضر نبوده « 2 » [ پس چگونه آن نسبت را مىدهد جمله رجل لم يحضر المجلس اى هو رجل من صفته انه لم يحضر مجلس النبى فكيف ينسب اليه الرخصة . . . ]
كيفيت استدلال : آيا كلام مذكور كه سنّىها مىگويند : پيامبر صلى اللّه عليه و آله به آن اجازه داده [ جئناكم . . . ] كلام لهو و باطل و بيهودهاى است كه امام بخاطر اين جهت عصبانى شده و انكار مىكند و مىفرمايد : كذبوا . . . ؟ خير ، به اين منظور نيست ، چون كلمات مذكور معنا و مفهوم بدى ندارد ، و كلام لهوى نيست . پس فلسفهء انكار شديد امام عليه السّلام چيست ؟ چرا كلمات مذكور از لهو و باطل قرار داد و به آيهء مذكور استشهاد كرد ؟ چرا در پايان فرمود : واى بر فلان . . . ؟ اين اعتراضات و انكارات وجهى ندارد جز اينكه بگوئيم : آنان اين جملات را به صورت غنائى و با آهنگ مخصوص مىخواندند ، و امام اين جهت را انكار مىكنند كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله در غناء و آوازهخوانى رخصت داده باشند .
پس غناء لهوى باطل است و از اين باب كه صوتى است متناسب با مجالس لهو و لعب اشكال دارد و گرنه غناء بما هو غناء بدون صدق عنوان صوت لهوى [ البته اگر چنين مصداقى براى غناء باشد ] حرام نيست .
2 - روايت يونس : راوى گويد : از جناب خراسانى [ يعنى امام رضا عليه السّلام ] از حكم غناء پرسيدم ، و عرض كردم : همانا عبّاسى [ هشام بن ابراهيم ] مىپندارند كه شما در غناء رخصت دادهايد و مىگويد : امام رضا عليه السّلام آن را تجويز كرده
هامش
( 1 ) سورهء انبياء آيهء 18
( 2 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 228 باب 99 حديث 15