اكتفا نمىكنند و ذيلا پنج روايت ذكر مىكنند كه از تمام آنها استفاده مىشود كه اگر غناء حرام است از باب اينست كه : صوت لهوى و باطل و لغو است پس هر صوت لهوى حرام است چه كيفيت صرف ، چه در كلام لهوى و چه در كلام حق ، و امّا روايات :
1 - روايت عبد الاعلى از امام صادق عليه السّلام : [ البته در سلسلهء سند اين روايت شخصى به نام علىّ بن حسن بن فضّال وجود دارد كه وى فطحى مذهب و فاسد المذهب است و اين به نوبهء خود قدحى در حديث است ولى مهمّ نيست زيرا :
اوّلا روايات ديگرى هم هست . و ثانيا شخص مذكور مورد وثوق است و خبر ثقه حجّت است . پس بحث سندى نداريم . ]
راوى مىگويد : از امام صادق عليه السّلام در رابطهء با غناء پرسيدم ، و عرضكردم :
اهل سنّت معتقدند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اجازه فرمودهاند كه مسلمانان در جشنها به يكديگر جملات ذيل را بگويند : جئناكم جئناكم ، حيوّنا حيونّا ، نحيّكم [ آمديم به نزد شما ، آمديم شما را ، تحيّت بگوئيد به ما ، مبارك باد بگوئيد به ما ، تا ما نيز به شما تحيّت بگوئيم : ] و به زعم عامّه رسول خدا در اين كلمات رخصت داده است .
امام عليه السّلام فرمود : آنان دروغ مىگويند [ و نسبت دروغ به پيامبر مىدهند و اين افتراء است . ] خداوند در قرآن مىفرمايد : ما آسمانها و زمين و آنچه از موجودات و مخلوقات در ميان آسمان و زمين است را عبث كارانه و بازيگرانه نيافريدهايم و بازيگر نيستيم [ و جهان هستى هم بازيچهء دست الهى نيست بلكه همهء ذرّات هستى براى اهدافى خلق شدهاند و هستى هدف دارد . ]
و بر فرض محال اگر مىخواستيم لهو و لعبى را برگيريم هر آينه آن را از پيش خود يعنى متناسب با مقام و شأن خود مىگرفتيم . [ ولى هيهات ثم هيهات كه ما اهل لهو و لعب باشيم ] بلكه ما بواسطه حق بر فرق باطل مىكوبيم ، و حق باطل را دمغ و مضمحل و نابود مىكند ، پس آنگاه باطل نابود شده است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٨