تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
2 - تفسير مذكور از شيخ صدوق ره باشد ، كه باز هم دلالت مىكند بر اينكه : غناء در كلام استعمال شده و از مقولهء كلام است . و در هر حال شاهد مطلب ما است . قوله : و كذا لهو الحديث : تا به حال مناقشه در طائفه اوّل بيان شد ، حال نظير اين مناقشه در طائفه ثانيه نيز هست ، يعنى روايات وارده در آيهء لهو الحديث . بيان ذلك : روايات ، لهو الحديث را به غناء تفسير كرده و غناء از كيفيات است و بايد عنوان مذكور بر او صادق باشد و در عنوان مذكور [ لهو الحديث ] دو احتمال وجود دارد : 1 - اضافهء لهو به الحديث از قبيل اضافهء موصوف به صفت باشد و اضافه هم به تقدير لام است اى لهوا كائنا للحديث ، يعنى لهوى كه منسوب به كلام است اين تعميم دارد ، چه لهو مربوط به معنى و مضمون كلام باشد و چه مربوط به كيفيت و نحوهء اجراء آن و كيفيت صرف را هم شامل مىشود و جاى مناقشه نيست . 2 - اضافهء صفت به موصوف باشد اى الحديث اللهوّى . طبق اين احتمال غناء كيفيتى است كه عنوان مذكور بايد بر او صدق كند تا به حكم آيه حرام باشد و عنوان مذكور دو ويژگى دارد : 1 - حديث بودن يعنى گفتار و كلام باشد نه صرف كيفيّت و آهنگ لهوى ، 2 - لهوى بودن يعنى در كلام لهوى باشد نه در كلام حق پس باز هم اين طائفه ظهور دارند در اينكه : غناء از مقولهء كلام است يعنى كيفيّتى كه در كلام لهوى اجراء مىشود . و امّا كيفيت صرف يا كيفيت مذكور در كلام حق را شامل نيست . پس باز هم اين دليل به درد آن مدّعا نمىخورد . قوله : و منه يظهر : نظير مناقشهء مذكور ، در طائفهء ثالثه هم هست چون زور را به غناء تفسير
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 165 | على محمدى خراسانى