در اين مقام دو شاهد و مؤيد مىآورند مبنى بر اينكه : غناء از مقولهء كلام است و مجرّد كيفيت نيست :
مؤيد اوّل : در بعض روايات « 1 » آمده : از جمله مصاديق قول زور اينست كه :
انسان به كسى كه تغنى مىكند و آوازهخوانى مىكند ، بگويد : احسنت [ با آهنگ خاص اين را بگويد ، يا بطور معمولى و بدون آهنگ ] محلّ شاهد در كلمهء يقول است كه قول زور را به آن تطبيق كرده و فرموده : ان يقول ، پس بايد قول و گفتار باشد و گرنه قول زور صدق نمىكند .
[ البته منحصر به اين نكرده بلكه فرموده : انّ من قول الزور . . . كه من براى تبعيض است يعنى بعضى از مصاديق آن و منحصر به قول نيست . و شايد براى همين جهت آن را مؤيد ذكر كرد ]
شاهد دوّم : در مرسلهء مرحوم شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه « 2 » كه بعدا هم خواهيم آورد ، مىخوانيم :
امام سجّاد عليه السّلام در مورد جاريهاى كه صوتى و صدائى و آوازى داشته باشد ، فرمودند : مانعى ندارد كه آن را خريدارى كنى و او تو را به ياد بهشت بياندازد ، بعد جملهاى دارد : يعنى بقرائة القرآن . . . التى ليست بغناء در اين جمله كه محلّ شاهد هم هست ، دو احتمال وجود دارد :
1 - تفسير از خود امام عليه السّلام باشد كه جملهء فذكرتك الجنّة را تفسير مىكند يعنى آن كنيز با صوتخوش و قرائت قرآن تو را به ياد بهشت بياندازد ، آن قرائتى كه غنائى نيست . و لا ريب در اينكه قرائت يعنى خواندن قرآن و تكلم به آن و در چنين موردى سخن از خواندن غنائى و غير غنائى مطرح است پس باز هم غناء از مقولهء كلام است .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 229 باب 99 حديث 21
( 2 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ص 60 حديث 5097