تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
قوله : و امّا وجه شهيد اوّل در ذكرى مسئله اقتدا در نماز جماعت را به مسئله طلاق و بيع مذكور تشبيه كرد با اينكه بين آن دو تفاوت است زيرا در باب اقتدا صرفا نيت مطرح است و نيّت اجمال بردار نيست بلكه كاملا معيّن است كه نيّت كرده اقتدا به اين امام معين را بنابر اينكه زيد باشد ولى در باب طلاق و بيع مسئلهء كلام و قول در كار است كه : هذه زينب . . . يا هذا الفرس باشد و جاى ترديد و تعارض وصف و اشاره هست . حال با وجود اين تفاوت چه عاملى باعث تشبيه مسئلهء اقتدا به اين دو مسئله شد ؟ شيخ ره مىفرمايد : وجه شبه آنست كه : در باب اقتدا هم اگرچه در به دو امر هيچ ترديدى نداشته و جازمانه نيت كرده اقتداء به امام معيّن حاضر را بنابر اينكه زيد باشد . [ فى المثل در ركوع ركعت اوّل رسيد و به يقين اينكه امام جماعت راتب است نيت كرد اقتداء به او را . . . ] ولى بعدا كه معلوم شد بكر بوده الان براى او شبهه پيش مىآيد چگونه نيّت كرده ؟ آيا آنكه در ذهنش حاضر كرد و نيّت كرده عنوان زيدى است و اشاره طفيلى است و صرفا به لحاظ حضور امام جماعت است كه در جماعت بايد باشد ؟ پس حالا كه بكر بوده اقتدا باطل است . يا آنكه نيّت اصلى اقتدا به امام حاضر بوده به عنوان انّه عادل ، و اگر نام زيد را برده براى اينست كه او را به عدالت مىشناخته و برايش محرز بوده يا براى اينكه خيال مىكرد امروز هم مثل هر روز امام جماعت زيد است و گرنه زيد بودن برايش موضوعيت ندارد و امام عادل مطرح است . پس وجه شبه روشن شد . 2 - نظريّه محقّق اردبيلى « 1 » : به مرحوم مقدس اردبيلى نسبت داده شده كه ايشان طرفدار فساد بيع مغشوش هستند و مىگويند : معاملهء جنس مغشوش بدون
هامش
( 1 ) مجمع الفائدة ج 8 ص 53