مىبايستى به نفع من حكم مىكردى نه به ضرر من ، چرا كه نور و روشنائى اين آتش نزد من است ولى حريق و سوزندگى آن ، لهيب و زبانهاش از من دور شده است .
سپس فرمودند : اينكه گفتيم مسألهاى است عميق ، و تو اگر راست مىگوئى و اهل حساب هستى حساب كن ، « 1 »
و در روايت ديگر فرمود : اگر تو داناى به اكوار و ادوار [ ادوار عطف تفسير اكوار است ] و دورههاى افلاك هستى حساب كن .
سپس فرمودند : اگر تو اين مطلب دقيق را مىفهميدى ، منهم مىدانستم كه تو قدرت دارى تمامى گرههاى نىهاى اين نيزار را بشمارى « 2 » . [ و ليس فليس ] پس معلوم مىشود كه اوضاع فلكى علامت هستند .
3 - روايت عبد الرحمن بن سيّابه :
در بخشى از آن فرمود : اين مطلب محاسبهاى است كه اگر مرد حسابگر باشد و آن را حساب كند و برآن واقف شود آن نى را كه در وسط نيزار است خواهد شناخت ، تعداد نىهاى سمت راست آن را خواهد دانست ، تعداد سمت چپ را هكذا ، تعداد نىهاى پشت سر و پيش روى آن را خواهد احصاء كرد تا آنجا كه يك نى هم در نيزار باقى نماند . « 3 »
و همانطورى كه احصاء نىهاى نيزار كار آسانى نيست ، محاسبهء مذكور هم كار آسانى نيست ولى بهرحال علاميّت جاى انكار نيست .
4 - قوله : و فى البحار :
روايت چهارم از مرحوم مجلسى در بحار است كه فرموده :
هامش
( 1 ) احتجاج طبرسى ج 1 ص 356 - 357 .
( 2 ) فرج المهموم ص 104 ، بحار الانوار ج 58 ص 231 حديث 13 .
( 3 ) كافى ج 8 ص 195 حديث 233 .