همين دو مطلب را امام صادق ( ع ) در روايت هشام كه بعدا خواهيم آورد تصريح فرموده آنجا كه مىفرمايد : اصل محاسبات فلكى حق است ولى كسى جز خداوند [ كه
يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ ]
از آن آگاه نيست . [ و كسانى كه خداى آنها را آگهانده باشد . ]
قوله : و يدلّ : رواياتى فراوانى داريم كه دلالت مىكنند بر دو مطلب مذكور .
[ 1 - علامت بودن .
2 - غلبهء عدم اصابه ، و يا كثرت خطاء در احكام . ]
امّا روايتى كه بر علامت بودن دلالت دارند :
1 - روايت سعد منجم كه قبلا گذشت ، البته آن حديث ظهور در سببيّت داشت يعنى دلالت مىكرد بر اينكه طلوع كوكب علّت هيجان ابل و بقر و . . .
است ولى حالا مشهور چون اعتقاد به تأثير را كفر مىدانند اين را بر علامت بودن حمل مىكنند و بنابراين توجيه و تأويل ، حديث مذكور به درد ما مىخورد .
2 - حديثى كه در احتجاج طبرسى آمده و آن روايت دهقان منجّم است :
حضرت امير ( ع ) آماده حركت به طرف منطقه نهروان بود تا خوارج را سركوب كند در اين هنگام ، منجّم مذكور با حضرت روبرو شد و عرضكرد :
امروز روز سختى است [ و شما سختىهائى در پيش داريد ] چرا كه امروز ستارهاى منقلب شد و سقوط كرد و از برجى كه شما در آن هستيد آتش ظاهر شد . لذا جنگيدن براى شما صلاح و بجا نيست .
حضرت ( ع ) فرمود : اى دهقانى كه از آثار و حوادث آينده خبر مىدهى ، و از قضا و قدر الهى ما را برحذر مىدارى [ اينها طعن بر منجّم است . ] سپس سئوالات مكرّرى فرمودند ، و وى هربار اعتراف كرد كه نمىداند تا اينجا كه .
امام فرمودند : امّا اينكه گفتى : از برج من نارها و آتشها ظاهر شد . . .