تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
قوله : و ما ذكره : مرحوم شيخ مىفرمايد : اين مطلب كه نجوم و اوضاع فلكى علامات و كاشفات باشند حق است . نهايت صرف اينكه نجوم علامات و دليلها هستند مفيد فايده نيست و بدون احاطهء كامل به آن علامات [ كه شايد دو عامل جوّى به ضميمه هم‌علامت باشند . شايد علامت فلان حادثه اين وضع فلكى نباشد و وضع ديگرى باشد ، شايد معارض داشته باشد فى المثل طالع خير را مىبيند و خبر از خير و بركت و نيكى مىدهد و همزمان طالع شرّ را مىبيند و خبر از شرور مىدهد و . . . ] و نيز به معارضات آنها فايده‌اى ندارند . و حكم كردن برطبق اوضاع فلكى هم بدون احاطهء كامل از همهء جهات نه قطعى است و نه حتّى ظنّى . [ پس علامت بودن ، قبول ، امّا چى علامت چى است ؟ به تنهاى علامت است يا با ضميمه ؟ معارضى دارد يا نه ؟ و . . . براى هركسى روشن نمىشود . ] و جناب سيّد مرتضى ره منكر اصل علامت بودن نيست ، و معتقد به آن را تكفير نكرده بلكه جناب سيّد دو مطلب را در باب منجّمين منكر است : 1 - اعتقاد تأثير : منجّمى اوضاع فلكى را مؤثر در حوادث ارضيه بداند « كفر است » . 2 - غلبهء اصابه در احكام : اينكه كسى معتقد باشد كه نوع موارد احكامى كه منجمين صادر مىكنند و مىگويند : فلان سفر شرّ است ، فلان كار خير است و . . . بدليل طلوع فلان كوكب يا غروب آن و . . . اينهم خطا است . شيخ اعظم مىفرمايد : ما هم اين را قبول داريم و با فرض عدم احاطه به علامات و معارضات آنها اين مطلب معلوم و مسلّم است و ترديدى ندارد . ه : شيخ بهائى ره « 1 » نيز [ مثل سيّد مرتضى و خود شيخ اعظم ] همين دو امر
هامش
( 1 ) الحديقة الهلاليه ص 141 .