را منكر شده است [ اعتقاد به تأثير ، غلبهء اصابه ] شيخ بهائى اوّل آمده تأثير افلاك را ردّ كرده و اماره و علامت بودن را قبول كرده ، سپس فرموده :
بدانكه امور و حوادث استقباليهاى كه منجمين بدانها حكم مىكنند چند بخش است :
1 - اصول و قواعد برخى از آنها از اصحاب الوحى [ انبياء و معصومين ( ع ) ] گرفته شده .
2 - برخى هم به تجربهء قطعى براى آنها ثابت شده است .
3 - برخى از اين احكام هم بر يك سلسله امور متشتته و پراكنده مبتنى است كه قواى ادراكى بشر از ضبط و احاطهء به آنها ناتوان است ، و امام صادق ( ع ) طبق روايتى به اين امر اشاره كرده و فرموده : علم نجوم زيادش قابل درك نيست و اندكش نتيجهبخش نيست . « 1 »
و روى همين اصل كه قواى بشرى محدود است و وافى به تمام جهات نيست مىبينيم در سخنان منجّمين اختلاف فراوان است ، در پارهاى از احكام آنها خطا راه مىيابد ، و هركسى اتّفاقا و تصادفا بتواند برطبق اصول و قواعد صحيحهء نجومى جرى و مشى كند ، حتما كلامش صدق و احكامش صحيح خواهد بود ولى جرى مذكور بسياربسيار كم و ظفر بدان اندك است . و غالبا منجمين به اين مرحله بار نمىيابند و لذا احكام آنها خطا و اشتباه مىشود .
قوله : و ما افاده : مرحوم شيخ مىفرمايد : دو مطلبى كه شيخ بهائى فرمود :
1 - حركات فلكيه علامت هستند .
2 - علم نجوم مفيد فايده نيست مگر همراه با احاطهء كامل و به همهء جوانب باشد .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 101 باب 24 حديث اوّل .