تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
چنين منجّمى نداده‌اند ، بلكه از عبارات بسيارى استفاده مىشود كه اعتقاد به علاميّت و قول به آن محذورى ندارد ، و براى نمونه به عبارت ذيل توجه فرمائيد : الف : سخن مرحوم شيخ بهائى « 1 » : ايشان اوّل فرموده‌اند : هركس كه كواكب را مؤثر در حوادث ارضى بداند چه به‌نحو علّت تامّه و مستقلّ در تأثير و چه به نحو جزء العلّة و شريك خداوند ، چنين كسى كافر است . سپس فرموده‌اند : امّا اگر منجّمين معتقد باشند به اينكه ، اتصالات و ارتباطات اجرام علوى و اوضاع خاصّى كه در نتيجهء اين حركات و اتصالات پيدا مىكنند [ از مقابله و . . . ] علامت و نشانهء پاره‌اى از حوادث زمينى هستند منتها اين حوادث را خداوند با قدرت مطلقهء و ارادهء كاملهء خويش بوجود مىآورد و افلاك در اين جهت نقشى ندارد . [ تنظير : همانگونه كه حركات نبض انسان و اختلاف اوضاع آن از سرعت نبض و كند شدن آن و . . . علائمى هستند كه به بركت آنها و با استفاده از آنها طبيب مىتواند نظر بدهد كه بيمارى فلان شخص رو به بهبودى است ؟ يا مريضى او شدت يافته ؟ و يا فرقى نكرده است ؟ كه عامل اصلى بيمارى چيز ديگرى است ولى سرعت نبض هم كاشف از آنست ، يا مثلا خلجان و لرزش در بعض اعضاء يا پريدن پلك چشم و . . . را دليل بر پاره از احوالات آيندهء شخص قرار مىدهد . ] حال اگر كسى اوضاع فلكيه را صرفا علامت برخى حوادث ارضيه بداند . . . چنين گفتارى هيچ مانع عقلى و نقلى ندارد و چنين اعتقادى هم حرجى نبوده و باكى بر او نيست . و رواياتى هم كه در ارتباط با صحّت و درستى علم نجوم و جواز فراگيرى آن وارد گرديده بايد بر همين معنى حمل كنيم ، و گرنه ساير انواع
هامش
( 1 ) الحديقة الهلّاليه ص 139 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 591 | على محمدى خراسانى