تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
سعد گفت : نمىدانم . حضرت فرمود : راست گفتى كه لا ادرى گفتى . سپس فرمود : ستارهء زحل نزد شما چگونه است ؟ سعد يمانى گفت : ستارهء نحس است [ و ما به او فال بد مىزنيم . ] حضرت فرمودند : اين حرف را نزن ، چرا كه زحل ستارهء امير المؤمنين است و هم او ستارهء اوصياء ( بعد از على ( ع ) ) است و زحل همان نجم ثاقبى است كه قرآن از آن ياد كرده [ آنجا كه فرموده :
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ ، وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ ، النَّجْمُ الثَّاقِبُ
« 1 »
]
2 - روايت مدائنى كه مرحوم كلينى در كافى از امام صادق ( ع ) روايت كرده : حضرت فرمودند : خداوند در فلك هفتم ستاره‌اى [ شايد همان زحل باشد ] آفريده است كه او را از آب سرد آفريده و ساير ستارگان را از آب داغ ، و آن ستاره ، ستارهء انبياء ( ع ) و اوصياء ( ع ) است ، و هم او ستارهء امير المؤمنين است ، و آن ستاره مدام مردمان را به خروج از دنيا [ خروج قلبى و دلبستگى نداشتن ] و زهد و وارستگى در دنيا امر مىكند ، و نيز آنان را دعوت مىكند كه در اين دنيا خاك‌نشين باشيد و خاك را فرش خويش ساخته ، و خشت را بالش قرار داده و جامهء خشن و زبر بپوشيد ، و طعام غليظ بخوريد ، و خداوند ستاره مقرّبتر از آن بسوى خود نيافريده است . « 2 » قوله : و الظاهر : مرحوم شيخ مىفرمايد : منظور از اين امر و نهى از ستاره ، امر و نهى لسانى و اختيارى نيست بلكه
هامش
( 1 ) سورهء طارق / 1 و 2 و 3 . ( 2 ) كافى ج 8 ص 258 حديث 369 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 588 | على محمدى خراسانى