فلكى فلان حادثهء ارضى رخ مىدهد تا براى ما علم يا ظن به ربط عادى بيايد ، پس ربط عادى نيست .
قوله : ثم : مرحوم شيخ مىفرمايند : بر فرض كه ميان اوضاع فلكيه با حوادث ارضيه يك نوع رابطهء عادى وجود داشته باشد و بطور معمولى و متعارف هرگاه فلان وضع فلكى محقّق بود همزمان با آن فلان حادثهء ارضى هم محقّق شده ، ولى مجرّد اين ملازمه عاديه دليل آن نيست كه حركات افلاك در اين حوادث مؤثر هستند بلكه سه احتمال وجود دارد :
1 - شايد اوضاع فلكيه مؤثر و حوادث ارضيه اثر آنها باشد .
2 - و شايد بالعكس باشد يعنى حوادث ارضيه مؤثر در بوجود آمدن اوضاع فلكى باشند .
3 - و شايد هر دو در عرض هم و مستند به يك عامل ثالثى باشند و كلاهما تلازم در وجود خارجى نداشته باشند بدون اينكه احدهما علت ديگرى باشد .
( و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . ) پس ربط عادى هم ثابت نشد تا بدان معتقد شويم پس چنين اعتقادى هم خطا است .
قوله : و بالجمله : روايتى را مرحوم ثقة الاسلام كلينى در كافى شريف ج 1 ص 259 حديث هفتم در باب معرفة الامام و الرّداليه ، نقل كرده و آن اينكه :
عن ابيعبد الله ( ع ) انه قال : ابى اللّه ان يجرى الاشياء الّا باسباب فجعل لكل شيئ سببا و جعل لكل سبب شرحا ، و جعل لكلّ شرح علما ، و جعل لكلّ علم بابا ناطقا ، عرفه من عرفه ، و جهله من جهله ، ذاك رسول الله ( ص ) و نحن .
ترجمه : خداوند امتناع فرموده كه كارها را بدون اسباب فراهم آورد ، پس براى هر چيزى سببى قرار داد و براى هر سببى شرحى ، و براى هر شرح و
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 585
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٨٥