اهل عراق و يمن و . . . بيان شده و اشتباهات فاحشى است كه بزرگان امثال شهيد اوّل و علّامه و ديگران مرتكب شدهاند و مرحوم شهيد ثانى آنها را محاسبه كرده است . ]
قوله : و يمكن : در امور شبه بديهى هم كه خبر مىدهد الآن ماه وارد فلان برج شده اگر دو منجم عادل خبر دهند از باب شهادت در موضوعات ، حاكم شرع مىتوان بدان اعتماد كرده و براى تعيين مدّت بدهى يا قرارداد ديگر بدان اعتماد كند و براساس آن قضاوت نمايد كه مثلا مدت فلان بدهكارى بهسرآمده و بايد بدهكار از عهده برآيد و يا به نذرش وفا كند و . . .
قوله : الثانى : مقام دوّم از چهار مقام مورد بحث : خبر دادن از حوادثى كه در زمين حادث مىشوند چه حكمى دارد ؟ آيا منجّم مىتواند خبر دهد از اينكه در هنگام فلان وضع فلكى [ از قرب و بعد كواكب - مقابلهء دو كوكب با يكديگر و . . . ] در روى زمين فلان حادثه [ خيرى - شرّى ، موتى ، حياتى و . . . ] اتفاق خواهد افتاد ؟ [ آن هم با اين ويژگى كه منجّمى موحّد و خداشناس است و به هيچوجه معتقد به ربط علّى بين اينها نيست .
يعنى نه آن وضع فلكى را علت تامّهء اين حادثهء ارضى مىداند و نه آن را مقتضى و جزء العلّه مىداند بلكه رابطه ، رابطهء كاشف و مكشوف است يعنى فلان وضع فلكى كاشف از اينست كه به ارادهء مطلقهء الهيّه [ كه فعّال ما يشاء است ] در روى زمين در اين هنگام فلان حادثه رخ خواهد داد ، و مسبّب الاسباب را مؤثر اصلى مىشناسد و [ لا مؤثر فى الوجود الّا الله . ]
مرحوم شيخ مىفرمايد : همانطورى كه در مقام اول اخبار از اوضاع فلكيه جايز بود ، هكذا در اين مقام هم اخبار از حادثات ارضيّه به كيفيتى كه ذكر شد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 545
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٤٥