الحركات الفلكية . . . يعنى بدينسبب كه حركات فلكيه را سبب و مؤثر بداند در حوادث ارضيّه .
[ البته اين تعريف خيلى ظهورى در اين مطلب ندارد و با اخبار بر نحو مقام ثانى هم سازگار است . ]
قوله : الثالث : مقام ثالث از چهار مقام راجع به اينست كه : منجّمى از يك سلسله حادثات ارضيّه [ خيرات - شرور - بيماريها - مرگوميرها و . . . ] خبر دهد و اينها را مستند كند به همان اوضاع فلكيه و واقعا معتقد باشد كه علت تامّهء فلان حادثه ، فلان وضع فلكى است و يا به نحو جزء العلّة و مقتضى اينها نيز اثر دارند ، [ نظير اعتقادى كه مفوضه نسبت به كل عالم دارند كه آن را در بقاء مستغنى از مؤثر دانسته و مىگويند : لو جاز على الواجب العدم لما ضرّ العالم و . . . ]
مرحوم شيخ مىفرمايد : آن تنجيمى كه در اصطلاح فقهاء مطرح است و در فقه مورد بحث مىباشد همين قسم است و از ظواهر فتاوى و نيز از تعبيرات نصوص و روايات استفاده مىشود كه چنين خبر دادنى حرام مؤكّد است و گناهش سنگين است ، اينك بهعنوان نمونه رواياتى را عرضه مىكنيم :
1 - محقّق اول ره در كتاب معتبر « 1 » روايتى را بطور مرسل از رسول خدا نقل كرده مبنى بر اينكه : هركس منجّم يا كاهن را تصديق كند [ و خبر دادنهاى آنان را از حوادث آينده باور كند ] به آنچه بر پيامبر خداوند ( ص ) نازل شده كفر ورزيده است .
[ منجّم براساس محاسبات نجومى از آينده خبر مىدهد ولى كاهن براساس رياضاتى كه كشيده ، ارتباطى كه با جنّ و . . . دارد پيشگوئيهاى مىكند و تفصيل كهانت در مسئله 19 از سرى مسائل نوع رابع خواهد آمد . ]
هامش
( 1 ) معتبر ج 2 ص 688 .