متقنى است . [ اگرچه برخى از اصول علم هيئت قديم يعنى هيئت بطلميوسى يا مجسطى بتوسط علم هيئت جديد يعنى هيئت كپلرى و كپرنيكى منهدم شده مثل مركزيّت زمين و گردش شمس بدور آن و . . . ولى بسيارى از اصول همچنان ثابت و مورد قبول است . ]
و لذا اگر كسى در اين علم كاركشته باشد و به آن اصول صحيحه و قواعد سديده دست يابد مىتواند از اين اوضاع فلكى خبر دهد .
امّا حوادث ارضيّه و اينكه منجّم منكر خداوند و يا مشرك معتقد باشد كه واقعا فلان وضع فلكى در فلان خير يا شرّ يا نفع يا ضرر ارضى تأثير دارد و افلاك در كائنات مؤثر هستند [ بهنحو علت تامه و يا جزء العلة المؤثرة ] و ارادهء الهى نقشى ندارد و هرچه هست همين تأثيرات جوّى و مادّى است و به طلوع فلان ستاره فال بد بزند و سفر يا تزويج يا شروع هركارى را شوم بداند و ترك كند يا با مشاهده فلان ستاره فال نيك بزند و . . . و از خداوند و مبدء كل هستى كه زمام امر همهء موجودات در دست او است فاصله بگيرد و چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند و بيراهه برود ، منجّمين در اين گونه از اخبارات مصيب نيستند و نتوان اينها را به اوضاع فلكيه قياس كرد .
قوله : و لو لم يكن : و بهترين شاهد بر بطلان قياس مذكور اينست كه : منجّمين در اخبارشان از اوضاع فلكيّه دائما مصيب هستند و آنچه را از خسوف و كسوف و . . . خبر مىدهند دقيقا واقع مىشود و خطا ندارد ولى در اخبارشان از حوادث ارضيه و خير و شر و سود و زيان و . . . معمولا خطا مىكنند و تيرشان به سنگ مىخورد تا آنجا كه صواب و مطابقت با واقع در اين گونه از اخبارات بسيار نادر است و اى چهبسا پيشگوئى يك انسان تخمينزن كه همهاش روى حدس و گمان حرفهائى مىزند و چيزى را شوم و نحس و بديمن يا چيزى را خير و خوشيمن مىداند از
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 542
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٤٢