2 - آيا حق داريم كه پس از مطالعات و محاسبات و رسيدن به نتائجى ، از اوضاع فلكيه و خسوف و كسوف و . . . خبر دهيم آنگونه كه در تقاويم هست ، در فن هواشناسى ، و در ميان منجّمين مطرح است ؟
3 - رابطه اوضاع فلكيّه با حوادث ارضى و خير و شرّ و نفع و ضرر و جنگ و صلح و . . . و اينكه آيا اوضاع خاص فلكى در اين حوادث ارضى تأثير دارند يا نه ؟
مثلا طلوع ستارهء سهيل چه تأثيرى در ميوهها دارد ؟ ماه چه نقشى در جزر و مدّ دريا و . . . دارد ؟
4 - آيا اوضاع فلكى مستقل در تأثير بوده و علت تامّه حوادث ارضى هستند ؟
يا عادّة الله بر اين جارى شده كه بدنبال فلان وضع فلكى فلان اثر را در اجسام سفلى ايجاد كند ؟ و يا اين اوضاع نقش اعدادى دارند ؟ همهء اينها نكاتى است قابل طرح و بررسى و در ضمن مباحث آتيه به عمدهء اينها پرداخته شده . ]
قوله : الاوّل : مقام اوّل از چهار مقام ، راجع به اين است كه : اگر كسى در علم نجوم متخصّص شود و با اوضاع كواكب آشنا شود و در اثر مطالعه و محاسبهء سير كواكب
[ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ]
از اوضاع و احوال فلكى و حوادث جوى خبر دهد في المثل بگويد در فلان تاريخ و سال و ماه و روز و ساعت ، سيّارهء ارض در اثر سير و حركتى كه دارد به نقطهاى مىرسد كه ميان ماه و خورشيد حائل شده و فاصله مىافكند و بالنتيجه سبب خسوف و گرفتگى قرص قمر مىگردد [ زيرا كه كرهء ماه نيز مثل كرهء ارض ذاتا تاريك و ظلمانى است و نورش را از شمس مىگيرد . ]
يا مثلا خبر دهد از اينكه در فلان تاريخ سيّارهء ماه يا سيّارهء زهره و . . . ميان زمين و خورشيد حائل شده و سبب كسوف و گرفتگى شمس مىگردد [ منتهى چون كرهء قمر به ماه نزديك است حيلولت آن بين الارض و الشمس محسوس