قوله : و قد اعترف : اين تنها ما نيستيم كه خبر دادن از اوضاع فلكيه را جايز مىدانيم بلكه سيّد مرتضى « 1 » و شيخ ابو الفتح كراجكى « 2 » صاحب كتاب كنز الفوائد و جماعتى ديگر هم كه در باب تنجيم فتواى غليظ و شديد دارند و تنجيم را بطوركلى انكار كرده و امرى منكر شمرده و تحريم نمودهاند آنها نيز اين قسمت را تجويز مىكنند .
از اين دو بزرگوار مطلبى حكايت شده كه حاكى از تجويز اين قسم است ، و آن مطلب اينست كه : برخى قياس كردهاند اخبار از اوضاع فلكيه را با اخبار از حوادث ارضيّه و گفتهاند : همانطورى كه منجمين در خبر دادنشان از اوضاع فكليّه مصيب هستند و خبرشان مطابق واقع درمىآيد ، هكذا در اخبارشان از حوادث ارضيّه [ كه مثلا در نزد فلان وضع فلكى فلان حادثه در زمين اتفاق مىافتد ، اگر فلان ستاره به فلان ستارهء ديگر نزديك شود در روى زمين خيرى يا شرّى رخ مىدهد ، جنگى يا صلحى واقع مىشود - موتى يا حياتى - فقرى يا غنائى ، و . . . ] هم مصيب هستند و اگر پيشگوئى كردند كه مثلا گرانى و ارزانى و . . . پيش خواهد آمد سخنشان حتما مطابق واقع است .
مرحوم سيّد و شيخ كراجكى در ردّ اين استدلال فرمودهاند : قياس مع الفارق است و يك فرق ذكر كردهاند اوضاع فلكيه يعنى خسوفات و كسوفات و نزديك شدن ستارگان به يكديگر و يا دور شدن و فاصله گرفتن آنها از يكديگر و غايت ارتفاع يا انخفاض فلان ستارهء قطبى و ميل اعظم شمالى و جنوبى شمس و تعيين مدار حركت سيّارات و . . . امورى هستند كه براساس محاسبات نجومى انجام مىگيرند و اين علم هم مثل ساير علوم داراى اصول و قواعد مستحكم و
هامش
( 1 ) به نقل مفتاح الكرامه ج 4 ص 80 ، رسائل الشريف المرتضى المجموعة الثانية ص 311 .
( 2 ) كنز الفوائد ج 2 ص 235 .