( 6 ) ( مسأله ششم - تنجيم )
مسئله ششم از مسائل نوع چهارم راجع به تنجيم است .
مىفرمايند : تنجيم حرام است . تنجيم در لغت بهمعناى اخترشناسى - و معرفة النجوم - و رصد كردن ستارگان است . و در اصطلاح اهل فن بهمعناى مطالعه در اوضاع و احوال فلكيّه و بررسى دقيق در اوضاع ستارگان است كه چه زمانى مثلا خسوف پيدا مىشود ؟ كى كسوف مىشود ؟ و . . . كار منجّم نظر در احوال نجوم است .
و در اصطلاح فقهاء به نقل از جامع المقاصد « 1 » عبارتست از : خبر دادن از احكام مربوط به نجوم [ از قبيل خسوف - كسوف - سرما - گرما - بارندگى - خير و شر ، نفع و ضرر ، جنگ و صلح - موت و حيات ، فقر و غنا و . . . ] و اين خبرها مستند باشد به محاسبهء حركات فلكيّه يعنى حركات سيّارات ، و اتصالات كوكبى يعنى اقترانات و ابتعادات آنها كه اگر فلان ستاره به فلان ستارهء ديگر نزديك شود چه خواهد شد ، يا اگر فلان كوكب از فلان كوكب ديگر دور شود و فاصله بگيرد چنين و چنان مىشود .
مرحوم شيخ پس از يك تعريف اجمالى از موضوع بحث ، مىفرمايند :
توضيح مطلب بهگونهاى كه همهء جهات فقهى - علمى و اعتقادى آن روشن شود منوط به چهار مقام از بحث است بحثهاى قابل طرح :
1 - آيا انسان حق دارد در اوضاع فلكيه مطالعه داشته باشد و به بررسى اوضاع و احوال ستارگان بپردازد ؟ بلاشك آرى و قرآن تصريح مىكند كه :
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
، و اينقدر افق ديد فكر و نظر را وسيع مىگيرد .
هامش
( 1 ) جامع المقاصد ج 4 ص 31 .