مشغول الذمه شدهاند و تا ذمه را بطور كامل فارغ نسازند همچنان اشتغال باقى است پس نسبت به ما نقص يعنى ده من ، آقاى فروشنده مشغول الذمّه است و بايد بپردازد و معامله باطل نيست .
2 - معامله روى يك موزون معيّن انجام شده يعنى مقصود طرفين بيع همين موجود معيّن خارجى است مثلا مىگويد : بعتك هذه الصبرة ، و قيد نمىكند كه وزنش چقدر است ، بلكه مىگويد : هرچه هست و نيست همين مقدارى كه اينجا جمع است مىفروشم ولى مشترى معتقد بود كه اين موجود خارجى صد من است [ و معامله غررى نبود تا باطل شود ] و لذا در برابر صد من گندم ، آن را خريدارى كرد . بعد از شراء كه وزن كرد و تحويل گرفت ديد كه 90 من است .
حكم اين صورت : چنين معاوضهاى بكلّى فاسد و باطل است هم نسبت به 90 من و هم ده من - نه اينكه فقط بالنسبة به ما نقص باطل باشد ، و سرّ مطلب اينست كه چنين بيعى ربوى است و هو باطل .
3 - معامله روى همين موجود معين خارجى كه با اشارهء حسّى بدان اشاره شده ، انجام گرفته است منتهى شرط ضمن العقد هم دارد يعنى فروشنده گفته :
بعتك هذه الصبرة على ان يكون مأة مّن كه وزن معين را ضمن بيع آورده بگونهاى كه در واقع مشاراليه و موجود خارجى معوّض نيست بلكه همان عنوان خاص يعنى صد من بودن ملاك است ، بعد كه وزن كردند / 90 من درآمد و عنوان با مشاراليه مخالف درآمد يعنى مشاراليه / 90 و عنوان 100 بود .
حكم اين صوت : بعيد نيست كه باز هم معامله صحيح باشد زيرا كه عنوان صد من موضوعيت دارد كه آن هم كلّى است و به صورت اوّل از سه صورت ملحق است .
قوله : و يمكن : همين صورت ثالث را بهگونهء ديگرى مىشود محاسبه كرد و آن اينكه :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 536
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٣٦