بخس و تنقيص نكنيد و به ثمن بخس و ناچيز معامله نكنيد ، نه اينهم به عمومش مكيل و موزون و معدود و . . . را شامل است و دليل بر لحوق حكمى عدّ و ذرع به كيل و وزن است .
و امّا سنّت : روايات از تطفيف و كمفروشى منع كرده است كه مرحوم صاحب وسائل در ج 12 وسائل الشيعه ص 258 باب 6 دو روايت را آورده است .
و امّا اجماع : امت اسلامى بر تحريم تطفيف متفق هستند ، چرا كه نصّ قرآن بود .
و امّا حكم عقل : تطفيف نوعى فريب دادن و كلاهگذارى و خيانت و ظلم است كه قبح عقلى دارد و بالملازمه حرمت شرعى دارد .
نكتهء سوّم : تناسب طرح بحث : علّامه ره در كتاب قواعد « 1 » ، تطفيف را در رديف مكاسب محرّمه ذكر كرده است ، در حالى كه به نظر مىآيد : آنكه مستقيما از مكاسب مىباشد نفس بيع و شراء است و امّا تطفيف از توابع بيع و شراء است و به خود آن امرارمعاش نمىشود ، پس چگونه آن را از مكاسب شمردهاند ؟
مرحوم شيخ دو وجه ذكر مىكنند :
1 - شايد ذكر تطفيف در عداد مكاسب از باب استطراد باشد يعنى مقصود اصلى نيست و صرفا به ادنى مناسبتى عنوان شده يعنى از باب اينكه بالاخره از توابع معامله است آمده [ كما اينكه كذب و غيبت و . . . نيز استطرادا آمده و سيأتى . ]
2 - و يا اينكه تطفيف واقعا از جملهء مكاسب است و جاى اصلى آن باب مكاسب است و استطرادى نيست به اين بيان كه : مراد از تطفيف مجرّد كمفروشى نباشد ، بلكه مراد علّامه اينست كه شخصى اين عمل را كار و كسب و شغل خويش ساخته و از اين طريق امرارمعاش كند به اين صورت كه خود را كيل
هامش
( 1 ) قواعد ج 1 ص 121 .