كرده و حمل بر كراهت مىنمائيم .
و در مرتبهء ثانيه اگر هم اظهر نباشند و هر دو ظاهر باشند باز اخبار الجواز اكثر هستند و موجب رجحان و قوت آنها است و نوبت به اخبار المنع نمىرسد و بايد راجح را اخذ و مرجوح را طرح كنيم .
و در وهلهء سوّم بر فرض كه از هر حيث متساوى باشند مىگوئيم : تعارضا و تساقطا و به اصل عملى رجوع مىكنيم كه همان اصل برائت در شبههء تحريميه باشد . ]
قوله : مثل صحيحة : در اينجا شش روايت از روايات جواز را مىآوريم :
1 - صحيحهء حلبى از امام صادق ( ع ) :
حضرت مىفرمايد : گاه شده كه برخاسته و براى نماز آماده مىشوم و حال آنكه پيش روى من و مقابل چشمانم متكا يا فرشى هست كه در آن تماثيل پرندگان وجود دارد [ و من قبل از شروع به نماز ] جامهاى را بر روى آن پشتى مىاندازم [ و مشغول نماز مىشوم . ] « 1 »
كاملا پيدا است كه محو و نابود كردن واجب نيست و اقتناء و ابقاء حرام نيست و الّا بايد امام آن را نابود مىكرد .
2 - روايت على بن جعفر ( ع ) از برادر بزرگوارش امام هفتم ( ع ) :
از امام پرسيدم : انگشترى كه در او نقش تمثالهاى پرندگان يا درندهاى باشد آيا با اين انگشتر مىتوان نماز خواند ؟ حضرت فرمودند : لا بأس « 2 » يعنى آرى مىشود نماز خواند باز كيفيت استدلال روشن است كه اگر ابقاء حرام و امحاء واجب بود ، حضرت نمىفرمود : لا بأس .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 3 ص 461 باب 32 من ابواب مكان المصلّى ، حديث 2 .
( 2 ) وسائل الشيعه ج 3 ص 463 ، باب 32 ، حديث 10 .