[ عفت زبان و . . . ] باشد ، پس اگر عفيف نبودند عادل نيست ، و آنكه عدالت را از بين مىبرد گناه كبيره است ، و تشبيب از مصاديق بارز بىعفّتى است ، پس از باب منافات آن با عفّت حرام است .
4 - ادلّهاى داريم مبنى بر اينكه : هركارى كه موجب تهييج و تحريك قوهء شهوت نسبت به غير حليله [ زوجه - امه ] شود ولو به چند واسطه يا ولو مرتبهء ضعيفه از تهييج باشد آن كار حرام است و چند نمونه را ذكر مىكنيم :
الف : رواياتى « 1 » داريم مبنى بر اينكه نگاه به نامحرم حرام است زيرا كه تيرى [ مسموم ] از تيرهاى شيطان است .
ب : رواياتى « 2 » مبنى بر اينكه با زن نامحرم خلوت نكنيد چرا كه سوّمى آن دو شيطان است كه در آنجا حضور يافته و آن دو را وسوسه مىكند .
رواياتى « 3 » داريم كه وقتى زن در جائى نشسته بود و از آنجا برخاست ، تا زمانى كه آن محلّ سرد نشده و گرمى و حرارت بدن زن را دارد آنجا ننشينيد ، و جلوس در آن مكان كراهت دارد . تمام اينها به خاطر اينست كه نگاه موجب تحريك قواى شهوانى و افروخته شدن تنور شهوت است ، خلوت با اجنبيّه موجب تهيج شهوت است جلوس در جاى مرئه موجب تحريك قوّهء شهوت است و . . . .
ج : حال مفهوم موافقت اين ادّله ما نحن فيه را مىگيرد ، بدينمعنى كه اگر نظر خلوت - جلوس و . . . بدينخاطر حرام يا مكروه شده كه موجب تحريك شهوت مىشوند پس بايد تشبيب به طريق اولى حرام باشد چرا كه بيشتر و قويتر موجب تهييج شهوت است و مناط مذكور را شديدتر دارد .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 14 ص 138 باب 104 حديث 1 و 5 .
( 2 ) وسائل الشيعه ج 13 ص 281 باب 31 من ابواب احكام الاجارة .
( 3 ) وسائل ج 14 ص 185 باب 145 .