تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
بشوند ولى چنين ننگى را تحمّل نكنند ، و لذا باز هم حرام است . قوله : و الانصاف : مرحوم شيخ دو ايراد به اين استدلال دارند : 1 - اين وجوهى كه شما آورديد هيچكدام به درد اثبات حرمت تشبيب نمىخورند چرا كه در اين صورت خود عنوان تشبيب موضوعيت نخواهد داشت بلكه عناوينى از قبيل هتك حرمت - ايذاء و . . . اصل كار هستند و ايذاء مؤمن بوسيلهء يك امر مباح هم جايز نيست و اختصاص به امور مكروهه و محرّمه ندارد . 2 - نسبت ما بين اين عناوين كه در استدلالهاى شما بود با عنوان تشبيب كه مدّعاى ما است از نسب اربع ، عموم و خصوص من وجه است . مادّه افتراق از ناحيهء تشبيب كه اين باشد ولى هتك حرمت و ايذاء و . . . نباشد . عبارتست از اينكه انسان يك زنى را در خيال خويش تصوير و مجسّم كند و شروع كند به توصيف آن و سرودن اشعار عاشقانه در وصف آن ، چنين كارى تشبيب هست ولى هتك حرمت و . . . نيست . يا مثلا زن مؤمنه‌اى را كه در اقصى نقاط عالم زندگى مىكند و شنونده به او دسترسى ندارد با اشعار كذا بستايد و محسّنات او را بيان كند كه باز تشبيب هست ولى شنونده اصلا دسترسى به آن زن ندارد تا موجب فضيحت و هتك حرمت و اذيت او بشود يا نه . مادّه افتراق از ناحيه اين عناوين كه اينها باشند ولى تشبيب نباشد عبارتست از : مردى نسبت به زوجه و حليلهء خود تشبيب كند و محاسن او را براى ديگرى بيان كند كه معشوقهء من يا محبوبهء من كذا و كذا ، چنين كلمات و اشعارى موجب ايذاء زوجه و . . . مىشود ولى از نظر مشهور منع و تحريم نشده و نسبت به اجنبيّه