تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
تحريم كرده‌اند . [ البته اين موضوعا تشبيب است ولى حكما حرام نيست . ] يا مثلا محاسن زنى را در قالب نثر مسجّع ، با عباراتى فصيحانه و بليغانه بازگو كند كه اينهم موجب ايذاء و هتك و . . . هست ولى اصطلاحا تشبيب نيست چون در قالب شعر نيست . مادّه اجتماع آن عناوين با اين عنوان ، نسبت به تشبيب مرئهء مؤمنهء معروفهء محترمه است كه هم ايذاء و . . . و هم تشبيب اصطلاحى است . در نتيجه چنان دليلى براى چنين مدعائى سودمند نيست . قوله : و يمكن ان يستدّل : خود مرحوم شيخ مىفرمايند : ممكن است براى حرمت تشبيب به يك سلسله عمومات ديگرى استدلال كنيم و آنها عبارتند از : 1 - عمومات حرمت لهو و باطل كه در مسئله بيستم از مسائل نوع رابع خواهد آمد ، و آنها دلالت دارند بر اينكه هركارى كه لهو و لعب و لغو و باطل باشد يعنى هيچ غرض عقلائى بر آن مترتب نباشد شرعا حرام است ، و تشبيب هم‌چنين است يعنى جز مفسده و ضرر هيچ منفعت دينى و دنيوى ندارد پس از آن باب حرام خواهد بود . 2 - عمومات حرمت فحشاء و منكر مثل آيهء شريفه
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
« 1 » و مثل :
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
« 2 » كه دلالت دارند بر اينكه اشاعهء فحشاء جايز نيست ، و تشبيب هم مصداق فحشاء و اشاعهء آنست پس حرام است . 3 - در باب عدالت مىگويد : از شروط عدالت اينست كه : ان يكون معروفا بالستر و العفاف ، يعنى شخصى وقتى عادل است كه معروف به ستر و عفاف
هامش
( 1 ) سورهء نحل / 90 . ( 2 ) سورهء نور آيه 19 .