پس باز هم امام ( ع ) حديث نبوى را بر احتمال اوّل حمل كردند و به درد احتمال ثانى و ثالث نمىخورند .
[ نكته : چرا مرحوم شيخ تعبير به يؤيد كردند و يدّل نفرمودند ؟ براى اينكه شايد استشهاد امام به كلام نبوى براى بيان انحصار آن در اين مورد اوّل نيست بلكه از باب مثال است و لذا داراى دو احتمال است پس مؤيد است نه دليل . ]
قوله : نعم : در اين قسمت هم دو روايت مىآورند مبنى بر اينكه صورت ثانى هم [ كه به قصد تشبّه ، لباس جنس مخالف را بپوشد ] داخل در روايت شده و آن هم محكوم به حرمت باشد ولى بهرحال دليلى بر حرمت صورت سوّم نداريم . و امّا دو روايت :
1 - روايت سماعه « 1 » از امام صادق ( ع ) :
راوى از امام ( ع ) راجع به مردى كه در حين راه رفتن جامههاى خود را بر روى زمين مىكشد [ به رسم جاهليّت ، و آن عصرها كه ملأ و مترفين لباسهائى مىپوشيدند كه مقدارى از قدّ آنها بلندتر بود و عدّهاى از غلامها دامنها را بالا مى گرفتند تا بر روى زمين كشيده نشود . ] از امام ( ع ) سؤال شد . حضرت فرمودند : من كراهت دارم از اينكه مردى تشبّه به زنان پيدا كند و خود را شبيه آنان سازد .
[ نكته : كلمهء كراهت در عرف فقهاء به عملى گفته مىشود كه ترك آن رجحان دارد و فعلش هم جايز است و در مقابل حرام به كار مىرود و بر مبناى مشهور ضد احكام ديگر است ولى در اصطلاح ائمه ( ع ) شايد بهمعناى لغوى بوده و بقول مرحوم شهيدى در حاشيه ص 39 فلا مكان ان يكون اكره قد استعمل هنا بل فى كل مورد فى معناه اللغوى القابل للتشكيك بالشدة و الضعف في المرتبة اعنى مطلق
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 3 ص 354 باب 13 حديث اوّل