شما مرا از اين كار منع كنيد كه در آن صورت منهم قبول نهى كرده و اجتناب خواهم كرد [ به مصداق آيهء
وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
] حضرت فرمودند : مانعى ندارد كارت را ادامه بده امّا بدان كه وقتى آرايشگرى مىكنى مواظب باش كه صورت زنان را با خرقه و پارچهء مخصوص جلا ندهى چرا كه اين آبرو را مىبرد .
در اين عبارت دو احتمال است :
1 - ضمير فانّها به تجليه كه مصدر فلا تجلى است برگردد و مراد اين باشد كه اين جلوه دادن ظاهرى آبروى انسان را مىبرد يعنى دو روز ديگر اين جلاء و صفا و سرخى زائل شده و آبروريزى دارد .
2 - ضمير به خرقه برگردد و مراد اين باشد كه اين خرقه كه به صورت مىكشى آب صورت را برده و به پوست ضرر دارد و لذا نبايد اين كار را بكنى و در هر صورت نهى ارشادى است . ] و نيز مواظب باش كه موى زنى را به موى زن ديگر وصل نكنى ، و امّا موى بز ، وصل كردنش ، به موى زن بلامانع است .
به حكم اين روايت از دو كار منع شده :
1 - تجلية الوجه بالخرقة .
2 - وصل الشعر . . . كه هر دو از مصاديق تدليس است .
روايت ديگر : مرسلهء شيخ « 1 » صدوق ره در من لا يحضره الفقيه است [ در مورد مراسيل صدوق هم نظير سخن در مراسيل ابن ابى عمير گفته شده ] در اين روايت امام ( ع ) فرموده :
كسب و درآمد زنان آرايشگر بلامانع است البته با دو خصوصيت :
1 - تا مادامىكه مشارطه و قرارداد در كارشان نباشد يعنى با مسريات و مراجعات طى نكنند كه بايد فلان مبلغ بدهى ، بلكه هر مبلغى كه مشترى داد
هامش
( 1 ) من لا يحضر ، ج 3 ص 163 حديث 3591 ، و وسائل الشيعه ج 12 ص 95 باب 19 حديث 6