تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
بعضى مثل محقق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان « 1 » ادعاى اجماع نموده‌اند كه از لاخلاف بالاتر است . 3 - روايات : دو طائفه روايت قابل استناد است : 1 - عمومات باب غش كه بعدا خواهد آمد ما نحن فيه را شامل است زيرا كه بقول مرحوم شهيدى ره در حاشيه ص 36 : جعل العلماء هذا عنوانا مستقلا قبال عنوان الغش و الحال انّه من افراده ممّا لا وجه له ، الّا ما فى بعض الاخبار الخاصّه . . . 2 - خصوصات باب تدليس ماشطه كه در ادامه به آنها خواهيم پرداخت . قوله : و فى عدّ : مرحوم شيخ ره در دو نمونه از مثالهاى مذكور از براى تدليس ، مختصر مناقشه‌اى كرده و سپس خودشان توجيه كرده و مشكل را حلّ كرده‌اند : نمونهء اوّل : اينكه ما و شم الخدّ « خالكوبى » را از مصاديق تدليس بدانيم جاى تأمّل است زيرا خالكوبى فى حد نفسه يك زينت است [ كه بالاجماع جايز است . ] نه اينكه عيبى را كتمان كرده و خلاف واقع را بنماياند . نمونهء دوّم : اينكه حضرات تفصيل داده و فرق گذاشتند بين وصل شعر مرئه و انسان به موى سر زن ديگر با وصل شعر غيرانسان مثل بز به موى زن ، و اوّلى را تدليس و حرام دانستند ولى دوّمى را تجويز كردند ، اينهم جاى تأمّل دارد زيرا اين تفصيل مدخليّتى در صدق و عدم صدق تدليس ندارد . توجيه نمونهء اوّل : بگوئيم اينكه حضرات خالكوبى را از مصاديق تدليس بر شمردند به لحاظ اينست كه هدف اصلى از خالكوبى اين باشد كه نقطه‌اى از صورت يا دستها و . . . كه خالكوبى شده سبز رنگ جلوه كند تا در سايهء آن سفيدى و جلاء و صفاى ساير قسمتهاى بدن بيشتر از آنچه كه هست جلوه نمايد و جذّاب
هامش
( 1 ) مجمع الفائده ج 8 ص 84